تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم - جایگاه سفر پوتین به تهران در کشمکش های بین ایران و آمریکا

بسوی سوســـــیالیسم

جایگاه سفر پوتین به تهران


 در کشمکش های بین ایران و آمریکا

هلمت احمدیان

سفر بوتین به ایران، برای شرکت در اجلاس سران پنج کشور ساحل دریای حزر (روسیه، ایران، آذربایجان، قریقزستان و ترکمنستان) ظاهرا نظام حقوقی دریای خزر و روابط و سهم 5 کشور حاشیه آن را بهانه داشت، در حالیکه اهداف فراتری از این اجلاس را در خود مستتر داشت.

در این اجلاس مسئله سرنوشت دریای خزر اگر چه از سطح بیان گرایش و تمایلات هر یک از طرفین فراتر نرفت و به هیچ توافق یا تصمیم جدیدی پبرامون سهم و نحوه استفاده ار این دریا بین نمایندگان این پنج دولت نانجامید، اما مسئله سهم ایران در این رابطه به مرکز توجه و محور گرایشات مختلف ناسیونالیسم ایرانی در اپوزیسیون تبدیل شد و سر و صدای سخنگویان آنها را بلند کرد.  

اگر چه ناسیونالیسم ایرانی، همواره همه دریای خزر را همچون بخشی طبیعی از نقشه جغرافیایی ایران ترسیم کرده است، اما این ادعا چه در گذشته و چه اکنون، نه در هیچ تقسیم بندی جغرافیایی و نه از جنبه بهره برداری و استفاده از آن، تناسبی با این ژست خودبزگ بینانه نداشته است. در دوران جنگ سرد تنها ایران و اتحاد شوروی صاحب این دریا بودند. بعد از فروپاشی شوروی این دریا سه صاحب مستقل دیگر نیز پیدا کرد و پنج کشور حاشیه آن با هم مطابق «توافقاتی» صاحب این دریا شدند. هر چند این پنچ کشور گام هایی روی چند و چون و تنظیم روابط فی مابین شان برداشته اند، منتهی میزان بهره برداری از این دریا چه آنزمان که اسما تنها دو کشور ایران و روسیه صاحب آن بودند و چه اکنون که سه کشور قرقیزستان، آذربایجان و ترکمنستان هم به این جمع پیوسته اند، هیچگاه یکدست نبوده است. در عالم واقعی رژیم های ایران در گذشته و حال علیرغم فیگوری که با آن ظاهر شده اند، در عمل قدرت بهره گیری بسیاری اندکی را نسبت به همسایه های دیگر این دریا داشته اند و استفاده شان از این دریا در سطح بسیار محدود شیلات بوده است. جمهوری اسلامی ایران، خواهان 20 درصد سهم رسمی است، اما عملا توانایی استفاده ار 10 تا 13 درصد از آن را ندارد.


مرافعه و چانه زنی روی تقسیم دریا بصورت مساوی بین پنج کشور و یا بر اساس طول مرز مشترک کشورها بر روی این دریا، قبل از اینکه مبتی بر موقعیت و بهره گیری رژیم های ایران در گذشته و حال، بر این دریا تاکید داشته باشد، قبل از اینکه به تنظیم روابطی منطقی و صلح آمیز بر همه طرف های ذینفع در این دریا استوار باشد و یا قبل از اینکه به منافع مردم زحمتکش این مناطق ربط پیدا کند، دستمایه سواستفاده گرایشات ملی گرایانه  و عظمت طبانه آنها است.

با این حال سفر پوتین را که در واقع اولین سفر رئیس جمهوری روسیه بعد از سرکار آمدن جمهوری اسلامی ایران است، نه فقط از جنبه سفر یکی از روسای جمهور کشورهای حاشیه دریای حزر، بلکه از جنبه های دیگری نیز باید مورد توجه قرار داد، چرا که دیدن ابعاد معاملات پشت پرده و بند و بست هایی که صاحبان قدرت روی سرنوشت مردم منطقه انجام می دهند، حائز اهمیت است. سفر پوتین در این چارچوب یعنی کشمکش قدرت های در منطقه و در قالب یکی از موضوعات مورد مناقشه در این بین یعنی پرونده اتمی ایران اهمیت پیدا می کند.

این سفر علیرغم شایع کردن احتمال ترور و توطئه علیه او در سفرش به ایران، بدنبال دیدار با دو مقام بلندپايه آمريکايی و ملاقات های شتابزده با سارکوزی رييس جمهور فرانسه و مرکل صدراعظم آلمان صورت گرفت، سئوالات زیادی پیرامون هدف از این سفر دامن زد. آیا پوتین حامل پیام و ماموریتی خاص از طرف کشورهای پنج به اضافه یک و شورای امنیت برای اقناع جمهوری اسلامی برای کوتاه آمدن از پروژه غنی سازی اورانیوم است؟ یا اینکه روسیه و ایران هر کدام با نیات و انگیزه های خاص خود می کوشند با استفاده از شکاف های موجود از اروپا و آمریکا امتیاز بگیرند؟

در این امر تردیدی نیست که رئیس جمهور روسیه در سفر به ایران و روابط متعافب آن، انگیزه ها و اهداف خود را تعقیب می کرد. روسیه ضمن اینکه به عنوان یکی از اعضای گروه پنج به اضافه یک، تعهدات و منافع خاص خود را در سطح جهانی دارد، ولی در عین حال با توجه به موقعیت ویژه ای که در ایران دارد، می خواهد با توجه به رقابت های درونی این بلوک، بویژه در رابطه با آمریکا امتیاز بگیرد. جای تعجب نبود که قبل از سفر پوتین  واشنگتن نشان داد که حاضر است به نگرانی های مسکو جواب مثبت داده و از طرح خود برای استقرار سیستم دفاع ضد موشکی در شرق اروپا صرف نظر کند، تنها به شرط اینکه روسیه هم بتواند کاری کند که ایران از برنامه هسته ای خود دست بردارد.

بهررو این موقعیت با اتکا به پارامترهای مختلفی برای روسیه حاصل شده است. روابط اقتصادی و تجاری روسیه و ایران یکی از این پارامترها است. با محدودیت و تحریم هایی که از جانب آمریکا بر ایران پیش رفته روابط اقتصادی ایران و روسیه در طول ده سال گذشته سیری رو به رشد داشته است و روسیه بیشتر و بیشتر از این وضع ذینفع گردیده است. بر اساس گزارش بی.بی.سی، مبادلات تجاری روسیه و ایران از حدود 550 میلیون دلار در سال 1997 به حدود دو میلیارد دلار در سال گذشته میلادی رسیده است. از مجموع مبادلات تجاری دو کشور، سهم صادرات روسیه به ایران یک میلیارد و 800 میلیون دلار است و ایران تنها 200 میلیون دلار کالا به روسیه صادر می کند. بخش عمده همکاری ایران و روسیه در بخش نظامی بوده و این کشور بر اساس گزارش های منتشر شده، در فاصله سال های بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، سه زیر دریایی، 200 تانک تی 72، 20 هواپیمای جنگی سوخو و 8 جنگنده میگ29 به ایران فروخته است. یکی از مهمترین قراردادهای تسلیحاتی در سال های اخیر فروش 29 مجموعه پدافند هوایی "تور، ام، یک" به ایران است که ارزش این قرارداد حدود 700 میلیون دلار بوده است.

عرصه دیگر و مهمتری که روسیه هم در گذشته و هم در شرایط کنونی در آن میدان مانور دارد انرژی اتمی ایران است. روسیه پایه اصلی قراردادهای انرژی اتمی با ایران بوده و هست. همانگونه که همه می دانیم انرژی اتمی به محور و میدانی برای تنظیم رابطه ایران با آمریکا و متحدینش تبدیل شده است. طرفین، یعنی هم جمهوری اسلامی و هم آمریکا با مقاصد سیاسی خود همواره سعی کرده اند در ابعاد پیشرفت مسلح شدن ایران به انرژی اتمی اغراق کنند، چرا  که این عرصه ای است که قرار است به بهای توافق روی کاهش آهنگ آن و یا توقف آن، توافق بعمل آید. در این رابطه علیرغم اینکه همگان خواستند وانمود سازند که پوتین طرح ویژه ای را در رابطه با بحران اتمی برای پیشنهاد به ایران دارد، به جز لاریجانی رئيس شورای عالی امنيت ملی قبل ار کنار رفتنش، نه احمدی نژاد و نه پوتین نخواستند روی این موضوع اظهار نظری بکنند.

در مورد مسکوت ماندن این نکته که منطقا اصلی ترین انگیره سفر پوتین به ایران بود، هنوز فاکت های زیادی در دست نیست، اما تحلیلا می توان اظهار داشت:

_ علیرغم اینکه، مقام های ایرانی تلاش کردند که سفر  پوتین به تهران به عنوان دستاوردی دیپلماتیک سود جویند و سفر او را نشانه شکاف در بین قدرت های بزرگ جهانی و منزوی شدن آمریکا و متحدانش معرفی کنند،
_ علیرغم اینکه کل تلاش های معنا دار اخیر روسیه در رابطه با ایران رقابت های درون قدرت های اصلی جهان و بویژه آمریکا و روسیه را بر روی عطش های سرمایه دارانه و سلطه گرانه شان، آمریکا را در موقعیت های دشواری تری که مجبور شود امتیازهای بیشتری برای غول های بزرگ سرمایه داری جهان همچون روسیه و چین و اتحادیه اروپا بدهد،
_ علیرغم اینکه آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان و منطقه درمانده و ضعیف گشته است و این پروسه تجدید نظرهای جدی را در نحوه پیشبرد پروژه های هژمونی طلبانه اش بر خاورمیانه به صورت سهیم کردن رقبای دیگرش را ملزم ساخته است،
_ و علیرغم دیگر گمانه زنی های و نمودهای ریز و درشتی که از این آشفته بازار می توان برشمرد، می توان به این نتیجه رسید که سران پراگماتیست جمهوری اسلامی ضمن اینکه از این تناقضات و شکاف ها بهره برداری خود را می کنند، اما کماکان تمایل دارند توافق نهایی خود را با آمریکا انجام دهند تا روسیه.  


تلاش های دیپلماتیک پوتین در سفر به ایران در بهترین حالت خود ابزاری است که زمینه های توافقات دیگری را هموار می سازد. این توفقات بر خلاف دلمشغولی های دایی جان ناپلئون گونه ناسیونالیست های عظمت طلب ایرانی که با حرارت از طول و عرض و حق و حقوق بر دریای خزر سخن می گویند، بر خلاف اتوپی های جریانات لیبرالی و ناسیونالیستی که هنوز متوهم به پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی به همت تانگ ها و بمب افکن های آمریکایی هستند، کج دار مریز دارد پیش می رود. تضاد بین جمهوری اسلامی و آمریکا آشتی ناپذیر نیست.

سرنوشت مردم برای اینکه به دور باطل دیگری دچار نشود باید از مسیری مستقل از بازی های دیپلماتیک قدرتها رقم خورد و وظیفه ما تقویت این روند است.

برگرفته از جهان امروز شماره 197

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 23  توسط حامد سعیدی  |