عراق بعد از 2010
ترجمه: فرشید شکری
مقدمه:
کارگاه "سی.جی. ای." سناریوهای عراق که در روز سی مارس2007 برگزار شد، اولین در نوع خود بود و ما انتظار داریم چنین سمینارهائی باز هم برگزار گردند تا اتفاقات غیره منتظره و نیزقدرت انتخاب در سیاست خارجی ایالات متحده را افزایش دهند. دراغلب مناظره های سیاسی و آکادمیک توقع داریم آینده موازی با گذشتۀ نه چندان دور باشد. احتمال انقطاع بعنوان یک احتمال غیر ممکن از بین میرود، اطلاعاتی که در تعارض با عقل سلیم هستند نادیده انگاشته شده و یا یک پدیدۀ غیر طبیعی تلقی میشوند. فشار در رسیدن به اجماع و هم نظری، افق های مشخص را نابود می کنند و ترس از ارتکاب خطا مانع پذیرفتن خطر و تجزیه و تحلیل های بدعت گذار می شوند. خوشبینی زیاد موجب ضربه پذیری می شود وقتی که حول کمترین مخرج مشترک داده های جدید ائتلاف کرد و یا حول تعهد سیاسی طرفین گرد آمد. محافظه کاری شدید قدرت سیاسی را محدود کرده و اختیارات و انتخاب های سیاست خارجی را کاهش می دهد.
پروژۀ سناریوهای "سی. جی. ای." بسمت قوۀ تخیل برای پیش کشیدن طرح هائی در مورد شرایط جهانی ای ( گلوبال) که برمنافع آمریکا تأثیر دارد هدف گیری می نماید. این پروژه ترکیبی از دانسته ها را جدا میسازد و عاقبت چشم اندازهای آینده را برای تصمیم گیری درحضورعدم قطعیت با یکدیگر جمع بندی می کند. پروژه شامل تحقیقات و پژوهش های طولانی در راستای تغییر و دگرگونی در سیستم های بین المللی بوسیلۀ کارگاههای ایجاد شده است و تحت توجه کارشناسان و سیاست بازان بر روی نظریه های گوناگون سرمایه گذاری می کند. کارگاه، نتایج تحقیقات را آزمایش خواهد کرد، سناریوی بدیل و جایگزین می سازد، امکان شگفت انگیز را تعیین هویت میکند( تشخیص میدهد) و آنگاه روش و سیاست های بدیل را در مقابل این شرایط می سنجد.
انتشار سناریوی "سی. جی. ای." اولین سری از اسناد گاهگاهی (ورقه های هویت) است که قصد دارد نتیجۀ کار تحقیقات پروژه حول دیدگاههای تازه در خصوص تغییرات احتمالی، سناریوهای جانشین و انتخاب های سیاسی را در دسترس همگان بگذارد.
"مایکل اوپن هایمر" مؤسس پروژه، بیش از سی کنفرانس تخصصی به نیت تبلیغ و اشاعۀ سناریوها و تجزیه و تحلیل سیاست خارجی برای سازمانهایی از قبیل وزارت امور خارجه، دفاع، شورای ملی اطلاعات، CIA( سیا )، انستیتوی ایالات متحده برای صلح، بنگاه بروکینگر، شورای روابط خارجی مجلس سنا، بنیاد برادران راکفلر، کمیسیون هارت روودمن و مشاوران ریاست جمهوری سازمان داده است. "اوپن هایمر" پرفسور مرکز روابط جهانی در دانشگاه نیویورک است.
وقتی دعوت مایکل اوپن هایمر را در رابطه با شرکت در کارگاه کانون تمرکز برسناریوهای آلترناتیو برای عراق و خاور میانه بعد از عقب نشینی ایالات متحده از آن کشور را دریافت کردم، علاقه مند، مجذوب و درعین حال مشکوک هم شدم. سناریوهای جایگزین؟! چه سناریوهای جایگزینی؟! گرچه مدت هاست ایده های سیاسی (درداخل) شفافاً بر ضد عقیدۀ ماندگاری و حضور آمریکا در عراق چرخیده، اما همۀ دانش ام در مورد خاور میانه و عراق به من می گوید، خروج و عقب نشینی نیروهای آمریکائی ازعراق عواقب بسیار بدتر و اخلال بیشتری در امنیت بجا میگذارد یعنی نوعی از جنگ داخلی تا جنگ های قبیله ای، فرقه ای و مذهبی.
گاهگاهی با افکار خودم شامل پائین آوردن پرچم عراق در سازمان ملل و برافراشتن پرچم های جدید ملی کردستان، جمهوری اسلامی بصره و حکومت انبار بازی می کردم. فی الجمله بنظرم می آمد چنانچه کمک ایالات متحده به تقسیم شدن عراق باعث خون ریزی شود این امر بطور طبیعی کمتر از خشونت های وحشتناکی است که هم اکنون به عراق آزار میرساند. معذلک پیچیدگی ها، و خطرات مرتبط با این سناریو (تجزیۀ عراق) برای عراق، همسایگان و ایالات متحده آنرا غیرعملی می سازند.
بنابراین (با خود میگفتم) " گروه فاضلی از پژوهشگران بین المللی" که به مرکز مناسبات جهانی دانشگاه نیویورک ملحق شده اند، چه می توانند دراین کارگاه انجام دهند؟ عکس پیشداوری و انتظارات اولیۀ من "اوپن هایمر" و تیم مشاورش که اینک در حال دنبال کردن روند باز و سیالی هستند، قادرند در کار کردن بر روی چالشهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی بغرنجی که عراق به منطقه تحمیل می کند بطور خارق العاده ای مفید باشند.
من بمثابه دانشمند علوم سیاسی و یک کارشناس منطقه معتقدم تبادل نظر با متخصصان دیگر ثابت نمود کار بر روی سناریو های مختلف بسی گرانبهاست. این کارگاه یک بحث غنی ارائه داد و مهمتر از اینها افق های آلترناتیو در مورد عراق و منطقه و عواقب اجتماعی پیش رو را در اختیار ما گذاشت. دیگر جنبۀ با اهمیت این کارگاه ابراز نظر در مورد سناریو های متنوع و تشخیص سناریوهای منطقی تر و قابل قبول تر بود. نقطه نظرات متخصصین تروریسم، امور سیاسی منطقه ای و تفکر سازان (متفکرین خط دهنده به کاخ سفید) بشیوه ای که واشنگتن عمل میکند، جالب و همانگونه در گزارش خواهید دید در پاره ای موارد راهکارهای غافل گیر کننده ای تقدیم شد.
من اطمینان دارم تا از زبان (طرف) تمامی شرکت کنندگان بگویم، این جلسه بسیار رضایت بخش بود. از زمان عملیات آزاد سازی عراق تا امروز در جلسات متعددی در مورد عراق حضور داشته ام و با اطمینان کامل باید گفت، سناریوهای بدیل طراحی شده در مرکز مناسبات جهانی برای عراق و خاورمیانه بیشترین قرابت را با واقعیت دارند.
Steve A. Cook, Ph, D.
Douglas Dillon Fellow
Council on Foreign Relations
قدر دانی
این سه سناریوها بوسیلۀ مرکز مناسبات دانشگاه نیویورک بر اساس پنج ساعت گفت و شنود و بررسی های عمیق تهیه شده است.
این گروه را مایکل اوپن هایمر پرفسور ارتباطات بالینی در مرکز تحقیقات دانشگاه نیویورک جمع کرده و تسهیلات لازم را برایشان تدارک دیده است.
شرکت کنندگان عبارتند از:
ریچارد بولیت،
ستیون کوک ،
پل کروک شنک ،
گرگوری کاس،
تری هایدت،
توبی جونز،
گیدن رز،
گری سیک ،
ستیون سیمن ،
دانشجویان حمایت کنندۀ مرکز مناسبات جهانی
فرانسسکا بیلو
پل چالن
اتان کرامر- فلود
چریس جنیک
راجو سریتارن
وارن ویلزوئیسکی
عراق بعد از 2010
نوشته های اولیه
(پروسۀ) این سمینار (جریان) بمنظور اظهار نظر و بحث بسیار آزاد در مورد عواقب پیش روی خاورمیانه و عراق بعد ازاشغال طراحی شده بود. سمینار مذکور، نه یک جلسۀ رسمی بلکه نشستی کاملاً آزاد ولیکن با تم ها و مباحث از قبل آماده شده و نیز گفتگو و دیالوگی در میان متخصصان خاورمیانه و روابط خارجی آمریکا بود که قصد دارند وضعیت منطقه بدون ردپا و حضور ایالات متحده را بررسی کنند. برای اجتناب از تمرکز روی (موج) اثرات کوتاه مدت واژگون سازی حزب بعث، شراکت در درآمدهای نفتی و غیره از یک دوره با این فرض که سال 2010 میباشد و آمریکا در عراق حضور نظامی ندارد شروع کردیم و بر مبنای اینکه تا 2015 چه پیش می آید این سناریو ها را آماده کرده ایم. این تصور امکانی برای باقیماندن بخشی از نیروهای آمریکائی در عراق و وجود بسیار مشخص ما در منطقه را فراهم ساخت. با طرح بحث های حیاتی امیدوار بودیم تا هنگامی تأثیرات تهاجم آمریکا جذابیت دارد، تصور بهتری ازعکس العمل منطقه بعنوان نیروهای محلی و صاحب منفعت داشته باشیم.
ساعت اول، جدل حول تصورعمومی همگی ما نسبت به مبرمیت سناریو (سناریوهای) مطروحه از جانب مرکز مناسبات جهانی و سپس انتخاب سه سناریو برای نحوۀ عملکرد دقیق تربود. شش سناریوی مطروحه و کاندید عبارت بودند از:
- اظهار وجود مثبت ناسیونالیسم عراقی بدنبال عقب نشینی ایالات متحده که شراکت در قدرت سیاسی، تأمین امنیت مرزها و یکپارچگی عراق را به اثبات میرساند.
- حل نشدن منازعات برسر چگونگی تقسیم ثروت و قدرت سیاسی تصرف شده توسط دولت شیعیان، اوجگیری درگیریهای فرقه ای بواسطۀ حضور نیروهای منطقه ای، پس ماندۀ نیروهای آمریکا و سازمانهای مختلف در داخل خاک عراق.
- ادامۀ برخوردهای داخلی بعلت رقابت اقوام و فرقه های عراقی با دخالت یا نفوذ قدرت های خارجی؛ اما فقط در داخل خاک عراق.
- یک نزاع پخش شدۀ منطقه ای که شکاف عظیم در بین شیعه و سنی ایجاد میکند، جنگ سازماندهی شده بترتیب دور و بر عربستان سعودی و ایران، شعله ور ساختن جنگ در میان این رقبای بزرگ و رشد چالش های درونی حکومت ها.
- ایجاد توازن قدرت میان دو رقیب با پیشقدم شدن عربستان و ایران و پیش گیری از کشمکش های بزرگ از مجرای گفتگو و دیپلماسی.
- به جریان انداختن توازن چند جانبۀ قدرت در میان بازیگران منطقه با حفظ استقلال دولت ها و ممانعت از بروز جنگ.
این تصورات مشترک مورد تبادل نظر قرار گرفتند تا از دل مباحثات سه سناریو بیرون آمد، سناریو هائی که با تست و آزمایش امکانپذیری در خدمت منافع مشخص منطقه و ایالات متحده مواجه شدند. سه سناریوی مذکور تمام شرایط را پوشش می دهد. درضمن هر چند بعضی از آن سناریوها امکان ضعیفی برای تحقق یافتن دارند و هر دوی تصورات و ترجیحات ما را به چالش می کشند با این وصف قادرند اثرات مثبتی از خود بجا گذارند.
هدف ما فی الواقع پیشگوئی کردن وضعیت آیندۀ این منطقۀ بسیار حساس و همیشه مخاطره آمیز نبود و فقط خواستیم اطلاعاتی مبنی بر اینکه چه رخدادی ممکن است از بد جلوه دادن تأثیرات اشغال آمریکا بکاهد، کسب کنیم.
سه سناریوی برگزیده عبارت بودند از:
- دیکتاتوری وحدت ملی : عراق با ثبات، منطقۀ با ثبات. برخاستن یک رهبر ملی گرا از میان این آشوب، رهبری که باندازۀ کافی مستقل از بازیگران خارجی یعنی ایالالت متحده، ایران ، القائده و دولت های عرب بوده و جهت برقرار کردن ایمان و اعتماد بنفس داخلی
(برای جلب افکارعمومی بسمت خود) همانند یک شخصیت متحد کننده ظاهرشود.
- نا آرامی های کنترل شده : عراق نابسامان، منطقۀ باثبات. همانگونه عراق در جنگ داخلی خرد می شود کشورهای همسایه احتمال سرایت این نمابسامانی ها را همچون تهدیدی برای رژیم هایشان احساس کرده و بطور جمعی با تعقیب جنگ داخلی در قلمرو عراق مانع از گسترش این حالت بسیار بد (نا آرامی) شوند.
- سرایت : عراق بی ثبات، منطقۀ بی ثبات. جنگ داخلی عراق به کشورهای مجاور از طریق امواج پناهجویان، رشد تندروی و رادیکالیسم، گسترش تروریسم و بلاخره تلاش هائی عمدی بمنظور تحریک رقبای منطقه در سست کردن پایه های دولت های یکدیگر، سرایت کند.
این سه سناریو موضوع مذاکرات مفصل سه ساعت بعدی سمینار بودند. بی اعتقادی و بی میلی نسبت به عملی ساختن سناریوها موجب اختصاص گروهی (تیم) بمنظور بررسی و مطالعۀ بیشترین حالت امکان پذیری هر یک از سناریوها گردید. جهت سهولت امر پرسش هائی معین در رابطه با سه سناریو طرح کردیم: چه فاکتورهائی یک سناریو را تسریع و جلو میبرند ( کدام بازیگران منطقه ای- شامل ایالات متحده- و روابطش؛ چه موضوعاتی، چه وقایع غیر مترقبه ای) در این مسیر به چه چیز می توان رسید و چطور ممکن است بر موانع پیش رو غلبه کرد؟ هنگامی هرسناریو شکل موجه و لازم بخود گرفت آنگاه در خصوص گرفتاری ها و مشکلات بعدی بخاطر سیاست های داخلی ی بازیگران بزرگ منطقه ای، رابطه های عرب- اسرائیلی، تروریسم و توسعۀ تسلیحات هسته ای سئوال کردیم .
ساعت چهارم کوششی برای یافتن دینامیک های منطقه ای و کسب اطلاعاتی در مورد مشی سیاسی آمریکا در آینده و پس از اشغال بود که بتوانند امکان بهتر شدن وضعیت را فراهم ساخته و زیان های دیگر را الغا کنند. ما سپس باب مذاکرات را با بقیۀ استادان و دانشجویان دانشگاه نیویورک حول پرسش و اظهار نظر باز کردیم.
مرکز مناسبات جهانی دانشگاه نیویورک
30 مارس 2007
سناریوی اول :
دیکتاتوری وحدت ملی
خلاصه
مواجه شدن با حقایق تلخ ادامۀ درگیری های فرقه ای و نزاع های مذهبی در عراق و کوچک شدن حضور نظامی آمریکا، توجه بازیگران محلی و منطقه ای را بسوی یک فکر قابل قبول از نقش و قانون صدام حسین (مشت آهنین) جلب می کند. تمرکز فکری بر روی جلوگیری کردن از توسعۀ جنگ داخلی تازه در منطقه، ضرورت یک رهبری محکم و مرکزی را پیش کشید. آمریکا کم و بیش در ارائۀ این هدف (NUD) در شرایطی سهیم می باشد که مدت مدیدی است ساختن یک عراق دموکراتیک را رها کرده.
یک " دیکتاتور متحد ملی" (NUD) که هم راغب و قادر خواهد بود تا قانون اساسی را به تأخیر انداخته و بحالت تعلیق درآورد و هم مسئله ای که بسیاری از عراقی ها را وادار به فرار از کشور یا ترغیب به حمایت از گروهای شورشی و بصف کردن آنان پشت سر فرقه های نظامی کرده، از میان بردارد. این دیکتاتور ملی گرا آهسته و آرام در کوشش های (کم رمق و) خوابیدۀ ناسیونالیسم عراقی با ایستادگی در برابر همۀ نیروها و عوامل طبیعی مصالحه و سازش حاکمیت عراقی شامل گروه های سنی، القاعده در عراق ((AQI، حضور آمریکا، پشتیبانی های نظامی ایران و کردهای جدائی طلب، بیداری ایجاد میکند.
لازم نیست این " ان. یو. دی" یک رهبر سکولار باشد و محتملاً در میان نژادها و فرقه های مذهبی ای که عراق را تقسیم کرده اند انتخاب میشود. این یک رهبر ناسیونالیست عراقیست نه یک عرب ناسیونالیست، او بدنبال عقب نشینی سربازان آمریکا مابین 2010 تا 2012 پدیدار میشود. با معلوم شدن ناتوانی و عجز اسلامگرایان در کنترل اوضاع و ادارۀ متوالیاً ضیعف امور بغداد، قسمت اعظم عراقی ها به کسب آزادی هائی صرفاً بر روی کاغذ برای رهائی از ترس موجود که البته از هنگام سقوط صدام بدین سو از آن لذت برده اند، ترغیب خواهند شد. (رضایت دادن و یا تسلیم شدن به یک دیکتاتور)
" ان. یو. دی" اولین رهبر در عراق بعد از صدام است که فضای چانه زنی و معامله با ناراضی ها و شورشی های قهار را ایجاد و با درایت تمام از درگیری های نژادی و مذهبی عراق بهره برداری میکند. این رهبر خیلی خوب باحتمال زیاد یک فرد شیعه دارای رابطه و تماس خوب با جوامع عراقیست (کردها، شیعیان و سنی ها) و بخوبی از عهدۀ تیره ساختن روابط بین رهبران قبیله ای و جهادی های سابق، بیرون کردن تروریست ها و برگرداندن ثبات به کشور برمی آید.
هر گونه تلاش آمریکا برای مسلح کردن یک رهبر صمیمی با این رل حساس قطعاً نتیجۀ معکوس در پی دارد. در واقع ظهور این دیکتاتور همه را شگفت زده می کند. در جنگ های داخلی اغلب رهبران نظامی و نه سیاسی کاملاً قادرند با دلاوری در میدان جنگ قدرت را یک کاسه کنند. ضروریست تا " ان. یو. دی." بعنوان مهره و طرف معامله با آمریکا شناخته نشود یعنی آمریکا لازم است صبر کند تا " ان. یو. دی." در یک پروسۀ غیر قابل پیش بینی و مستقلاً ظهور نماید و سپس مورد پشتیبانی قرار گیرد.
" ان. یو. دی." تنها از آن زاویه برای ایالات متحده ارزش دارد که نشان دهد قادر به ایجاد همبستگی ملی است و از گسترش هرج و مرج فعلی در عراق به نواحی و بخش هائی که آتش بزرگی را برپا میکنند جلوگیری بعمل آورد. برای ظهور "ان. یو. دی." خروج نیروهای ایالات متحده بسیار حیاتی ولی کافی نیست. جزء مهم دیگر این سناریو ارتش عراق است، ارتشی که وارد فاز قدرت شده، نمایندۀ محض کشور و به اندازۀ کافی قابلیت مهندسی مسیر متجلی شدن " ان. یو. دی. " و تقبل وظایف یک کودتا را داراست. شرط آماده سازی محیط داخل برای ظهور " ان. یو. دی." ایجاد توازن قوای ظریف در عراق و دیگر کشور های منطقه بوسیلۀ آمریکاست.
بازیگران: عراق
جا دارد جامعۀ عراق این عقیده را قبول کند که خلاء قدرت پس از خروج اجتناب ناپذیر ایالات متحده بنوعی پر شود تا درداخل کشور تعادل طبیعی مابین جوامع حاصل آید. بقای تعادل بدین وسیله تضمین می گردد که هر بخشی از جامعه مسئول کنترل آن بخش خواهد بود و بهمین ترتیب ارتش ملی عراق به قسمت های مختلف تقسیم میشود اما زیر نظر فرماندهی واحد NUD .
یافتن این موازنه بسیار مهم است تا کردها و شیعیان از آن بیم ناک نگردند که قدرت بدست آمده بعد از صدام را از کف خواهند داد. گذشته از اینکه کردها کماکان خودمختاری خود را خواهند داشت همچنین آنها از بقدرت رسیدن اکثریت شیعه استفاده می برند (ایمن می گردند) و بایستی دولت مرکزی هم اجازه دهد تا هر منطقه توسط نیروهای محلی آن بخش اداره شود.
ناتوانائی دسته های مختلف نژادی در تأمین امنیت و خدمات اساسی زمینه ای برای ظهور یک رهبر "ان. یو. دی." قدرتمند خواهد شد. معهذا تعادل قوا بنفع " ان. یو. دی." چالش های متعددی را پیش روی وی قرار خواهد داد. اکثریت رهبران پرنفوذ سنی کشور را ترک کرده اند و آن تعداد باقی مانده در داخل کشور چانه زنی بر سر قدرت برایشان بسیار دشوار است. رهبران کرد هم اگربدانند خودمختاریشان را از دست می دهند به هیچ وجه حاضر به تسلیم قدرت به دولت مرکزی نخواهند شد.
شاید بزرگترین شرط لازم جهت بروز یک "ان. یو. دی." درعراق به صحنه آمدن بقایای ناسیونالیسم عراقی باشد تا بشود در این راه بر آن تکیه کرد. جنگ با همسایگان (ایران و کویت)، ایالات متحده، قطع نامه های فلج کننده درسال های اخیر و جنگ داخلی کابوس وار فعلی سبب شکل گیری خشونت در عراق گشته. حال این سئوال را باید طرح کرد که آیا رهبری ملی گرا باقی مانده تا بتواند دوباره کشور را متحد کند؟ جواب هر چه باشد بی شک تنها راه ممکن بسوی عراق متحد ظهور یک "ان. یو. دی." است.
هرچند بسیار زود است بگوئیم او(کنبار) یک "ان. یو. دی." احتمالی خواهد بود اما سر درآوردن ژنرال ابود کنبار و در نظر گرفتن وی برای این نقش بسیار مهم است. در ژانویۀ 2007 بعد از اعلام فرستادن قوا توسط ایالات متحده، کنبار بعنوان رهبر نیروهای عراقی از طرف نخست وزیر نوری المالکی معرفی شد.
کنبار از منطقۀ عمدتاً شیعۀ جنوب عراق است وی در مقام یک فرمانده در نیروی دریائی صدام خدمت کرده بود. کنبار هرگز با مسئولین رسمی آمریکائی کار نکرده و حتی توسط نیروهای آمریکائی در زمان جنگ خلیج (1991 ) زندانی شد. ریاست او از جانب آمریکا و مسئولین ارشد عراقی رد شد چرا که معتقد بودند وفاداری وی مشخص نیست و افراد و کاندیداهای معتبرتری وجود دارند.
در عراق مقدار زیادی از قدرت وزارتخانه های دفاع و کشور بعنوان وزارتخانه های عمده به کنبار داده شده است و ایشان فقط در مقابل نوری المالکی پاسخگوست. با در نظر داشتن اینکه رابطۀ وفاداران سکتاریست نخست وزیر مالکی با رهبران ضد آمریکائی نظیر مقتدا صدر همیشه مورد ظن نیروهای ایالات متحده بوده است، ترس از تجمع قدرت در دست کنبار ( با توجه به مناسباتش با آن نیروها) امکان دارد رابطۀ بین آمریکا و "ان. یو. دی." آینده عراق را تحت تأثیر قرار دهد.
حتی اگر پدیدار گشتن یک "ان. یو. دی." مدت ها بعد از اتمام شرایط وحشتناک این مقطع باشد، توانائی ژنرال کنبار در چسبیدن به قدرت و ایفای نقش اساسی در ایجاد ثبات موجودیت او را در مقام یک رهبر تعیین میکند و نمادی خواهد بود از سناریوی "ان. یو. دی." و باز این سناریو بقوت خود باقیست.
بازیگران: تروریست ها
تروریست ها هم در داخل عراق سهم درخور توجهی در ظهور "ان. یو. دی." بازی میکنند. در حدود یک هشتم همۀ حملات تروریستی توسط شاخۀ بشدت ضد شیعۀ القاعده ((AQI در عراق صورت میگیرد. ریشه دواندن عناصر تروریست که هدف شان رشد تنش های فرقه ایست منبع اصلی مشروعیت دادن و تبلیغ کردن برای "ان. یو. دی." در میان عراقی هاست.
یکی از عرصه های همکاری احتمالی بین "ان. یو. دی." و ایالات متحده برقراری (ابقا کردن) منطقه ای پرواز ممنوع بر روی دژهای نظامی شاخۀ القاعده می باشد. این امر اجازه می دهد تا حملات مقطعی بر علیه کمپ های آموزش تروریست ها از سوی نیروهای ایالات متحده و عراق صورت بپذیرد. رادیکالیزه شدن تمامی یک نسل ازعراقی ها و سایرین خود بستر همکاری دولت های منطقه علیه عناصری می گردد که دول منطقه آنها را خطری جهت بقای حکومت های خود می دانند.
بازیگران: ایران
ایران دوست دارد ثبات در عراق توسط یک "ان. یو. دی." برقرار شود، اما به شرطی این دیکتاتور یک شیعه مذهب باشد. ایرانی ها شاید از سناریوی غیر محتمل یک سنی مذهب نیز حمایت کنند ولی تنها در صورتی که این دیکتاتور مورد حمایت آیت الله علی سیستانی قرار گیرد. تنش های گذشته در بین ایرانی ها و صدام حسین بیشتر بعلت مناسبات دوستانۀ صدام با ایالات متحده بود تا سنی بودن این شخص. همچنین یک نگرانی بزرگ دیگر برای ایرانی ها عبارت از مطمئن شدن از امنیت هم کیشان خود در عراق می باشد. وجود یک "ان. یو. دی." ضد ایرانی همانند رهبر متحدین ناسیونالیست خود ضروریست لیکن پذیرش آن از طرف ایرانی ها مشکل خواهد بود. علاوه بر این منازعات فزاینده بین ایران و ایالات متحده بر سر مسائل هسته ای ممکن است موجب تحریک ایران علیه حضور آمریکا در عراق شود.
بازیگران: سوریه
سوریه بصورت چشمگیری مورد استفادۀ عراقی های متواری قرار می گیرد و بسیاری از جنگجویان خارجی از سوریه همچون پل ارتباطی با عراق استفاده می کنند. رژیم اسد بخوبی از خطراین جنگجویان سخت کوش آگاه است بهمین دلیل وقتی تعداد زیادی از جنگجویان مذکور بسمت عراق حرکت می کنند فقط عدۀ قلیلی از آنان اجازۀ بازگشت می یابند.
ترغیب سوریه به کنترل عبور و مرور جهادی ها از مرز خود با عراق یک وظیفۀ اساسی "ان. یو. دی." در ریشه کن کردن تروریسم در داخل خاک عراق است. هر چند این احتمال نیز هست که ادامۀ تحقیقات در مورد پروندۀ رفیق حریری سوریه را به فشار آوردن بر ایالات متحده در عراق وادارد با این همه بیشتر احتمال میرود چانه زنی با رژیم سوریه موجب کنترل بهتر مرز سوریه با عراق گردد که این خود جایزه ای (پونی) به منظور کاسته شدن انزوای بین المللی سوریه محسوب میگردد. چنین توافق نامه ای به سادگی سوریه را در موضع دفاع از یک "ان. یو. دی." قرار خواهد داد.
بازیگران: عربستان سعودی
در بین همۀ بازیگران، عربستان بیشترین ترس را از بروز یک "ان. یو. دی." دارد، گرچه سعودی ها از آرامش و ثبات در عراق توسط یک "ان. یو. دی." شیعه استقبال میکنند اما فوائدی که ازاین طریق (سر درآوردن ان. یو. دی. شیعه) نصیب ایران خواهد شد سعودی ها را عمیقاً نگران می سازد.
نظر به اینکه سعودی ها تمایل دارند نقش بزرگتری در منطقه داشته باشند، باحتمال قریب به یقین با یک "ان. یو. دی." طرفدار ایران یا حتی یک "ان. یو. دی." سکولار که مشروعیت رژیم آنها را زیر سئوال ببرد مخالفت میورزند. سعودی ها چون کارت های زیادی در بازی ندارند بنابراین چاره ای جز تکیه کردن بر اردونی ها و مصری ها ندارند. آنان همچنین با بهره بردن از بالا و پائین کردن قیمت نفت متحدان منطقه ای خود را تحت تأثیر قرار خواهند گذاشت.
حتی شاید آنان بیشتر از سایر رژیم های منطقه از عواقب داخلی بازگشت جهادی ها از عراق نگران باشند. چون عربستان از نظر تندروها یک رژیم طرفدار آمریکاست سالها هدف حمله آنها قرار گرفته بطوریکه تا بحال صد و هفتاد مظنون به سازماندهی عملیات انتحاری در این کشور دستگیر شده اند. عربستان در مقام خادم اماکن مقدسۀ اسلامی اصولاً محل مناسبی برای تنش های فزاینده ما بین سنی ها و شیعیان است. لیکن محدودیت هائی وجود دارند که اجازه نمی دهند آنان از ابزار مذهب سود ببرند. واهمۀ اصلی سعودی ها کنترل مرزهایشان است بنابراین بسختی بتوان یک "ان. یو. دی." را به آنها قبولاند مگر تحت نام مبارزه با تروریسم حمایت عربستان را از یک "ان. یو. دی." جلب کرد.
در چارچوب بخشی از تلاش های ایالات متحده در تقویت "ان. یو. دی." بایستی سعی کرد عربستان ترسش را کنار گذاشته و از جهادی های سنی در عراق پشتیبانی نکند. آنها مضاف بر بی ثبات سازی عربستان قادرند آبدیده تر از پیش به خانه بازگشته و با آمادگی به جنگ آل سعود بروند.
بازیگران: ایالات متحده
مهمترین علت عدم مخالفت ایالات متحده از یک "ان. یو. دی." در عراق، بازگرداندن آرامش و ثباتی است که عقب نشینی نیروهایش را تسهیل کرده و آغاز روند بازسازی را به سادگی تأمین می سازد.
گرچه "ان. یو. دی." مشروعیت خویش را از نبرد با تروریست ها در عراق اخذ میکند با این وجود این نگرانی نیز هست که کاهش نسبی حضور ایالات متحده جنگ با تروریسم را تضعیف نماید.
نکته درخور توجه دیگر عدم دخالت ایالات متحده در پروسۀ انتخاب و قدرت گیری "ان. یو. دی." است. یافتن و بقدرت رساندن یک دیکتاتور در گذشته با موفقیت همرا نبوده لذا بسیار مهم است یک "ان. یو. دی." بطور مستقل از آمریکا بقدرت برسد تا این فاصله به او یک چهرۀ ناسیونالیست تمام عیار عراقی ببخشد. در واقع باید آمریکا احساسات ضد آمریکائی را تحمل کند و آمادگی مواجه با آن را داشته باشد. این احساسات ضد آمریکائی برای دور نگه داشتن مردم از " ای. کیو. آی." بعنوان تنها گروه ضد آمریکائی در داخل عراق که می تواند زیان های واقعی را ببار آورد ضروریست.
نظر به اینکه ایالات متحده باید حمایت های نظامی و تسلیحاتی از "ان. یو. دی." بعمل آورد تا با او رابطه برقرار نماید و به او اطمینان دهد که در مبارزه با تروریسم در کنارش می ایستد، بنا براین داشتن ارتش بازسازی شدۀ عراق بی اندازه با اهمیت خواهد بود. ارتش عراق می تواند منشاء تأثیر پذیری از ایالات متحده در عراق بوده و "ان. یو. دی. " هم یکی از میان آنها باشد.
برآورد کردن انتظارات "ان. یو. دی." یکی دیگر از چالش های مهم برای ایالات متحده خواهد بود. تحویل سلاح همچون اهرم فشار ایالات متحده بر روی "ان. یو. دی." است اما محدودیت هائی برای میزان تأثیر این تاکتیک وجود دارد بگونه ای که بنفع ایالات متحده نیست یک "ان. یو. دی." فاقد سلاح و حساس به حملات ناگهانی باشد. حمایت ایالات متحده از "ان. بو. دی." مطلقاً وابسته به التزام او به جنگ با القاعده بدون ضعیف شدن است اما ایالات متحده بایستی قبول کند که "ان. یو. دی." احتمالاً رهبری خارج از کنترل او خواهد بود.
تحویل سلاح به رهبری که به نام قانون و ایجاد نظم وضعیت را تحت کنترل خود در آورده است و مقداری از وجهۀ مردمی خود را از لفاظی های ضد آمریکائی بدست آورده خطرناک است. این عملیات نیازمند محدودیت های قانونی برای خلع سلاح عمومی جهت ایجاد آرامش یا پیش گیری حملات مسلحانه خواهد بود. در حالی که تحویل سلاح به رهبران دوست آمریکا چالشی قابل کنترل است. بهر رو تقسیم کردن عراق به نواحی مختلف بطوری که از یک "ان. یو. دی." حمایت کنند میباید با دقت انجام شود.
همچنین آمریکا جهت پی ریزی و تداوم حمایت هایش از "ان. یو. دی." بایستی سیاست های منطقه ای خود را مرتب کند. ایران می بایست ازتعیین تعادل و موازنه ی دوباره در عراق منصرف گردد هرچند یک "ان. یو. دی." شیعه بسمتی میرود که تهران را خوشنود سازد. سوریه محتاج محرک هائی در کنترل مرزهایش با عراق می باشد. عربستان باید ترغیب شود تا از از یک رهبر شیعه حمایت کند ازاینرو نیازمند اطمینان حاصل کردن از بازداشته شدن ایران از بسرمایه تبدیل کردن و گسترش نواحی تحت نفوذش در بغداد می باشد.
بازیگران: اسرائیل
بازیگر دیگر که باید در این بازی بمانند قسمتی از مشی حمایت از "ان. یو. دی." بدقت دخالت داده شود اسرائیل است. اسرائیل از توانائی برهم زدن سناریو برخوردار می باشد، چنانچه نتوان خیالش را ازبابت رژیمی که ایالات متحده در حال مسلح کردنش است آسوده کرد. سوای این تحرکاتش در خصوص ایران تهدیدی در پیچیده کردن ثبات پیش رو در خاورمیانه خواهد بود. بدست آوردن رضایت اسرائیل از "ان. یو. دی." ارجح و بخشی از اقدامات تحقق پروسۀ خاورمیانۀ بزرگ خواهد بود و در مرکز سیاست گذاری آمریکاست.
مدل های تاریخی
در حالیکه بطور مطلق ضرورت دارد تا "ان. یو. دی." از یک عراق یکپارچه منشاء بگیرد مثال های متعددی در طول تاریخ از رهبران جهان می توان آورد که در قوارۀ یک "ان. یو. دی." ذاتی درآمده اند.
بررسی سریع این مثالها برخی از خصوصیات چنین رهبری را که میباید در عراق جستجویش کنیم و نیز چگونگی قدرت گیریش را نشان میدهد. گذشته از این پاره ای از چالش هائی که این رهبر ممکن است با آن مواجه گردد به ما مینمایاند.
عبدالکریم قاسم یک مثال عالی ازنوع رهبرعراقی مورد نیاز در متحد ساختن کشور بعد از خروج نیروهای ایالات متحده است. حرکت های ناسیونالیستی در قدیم بارها بروز یک "ان. یو. دی." را نشان داده اند. بعد از پخش اعتبار قاسم در میدان جنگ در 1948 وی یک کودتا را در سال 1958 سازمان داد. آن کودتا منجر به سرنگونی پادشاهی عراق شد و او را بقدرت رسانید. قاسم توانست قیام کمونیستی سالهای بعد را فرو نشاند ولی بعدها بوسیلۀ حزب بعث که کنترل خود را دهه ها بر کشورادامه داد در سال 1963 از قدرت برکنار شد. ظهور و سقوط قاسم هم بیان دارندۀ میل به قدرت در ناسیونالیست های عراقی و هم توصیف کنندۀ رهبری ناپایدار در یک کشور چند تکه است.
تیتو در یوگسلاوی مثال دیگری از یک رهبر است که در کشوری اشغال شده و پاره گشته با توسل به ناسیونالیسم و درجه ای ازخوشنامی سربازی بقدرت رسید. چون ظهور تیتو بر زمینۀ انقلابی گری روی داد قضاوت در رابطه با اینکه چگونه قادر به تجمع قدرت در دستان خود شد به سختی امکان پذیر است. به غیراز ایمانی که استالین در تیتو ایجاد کرد وی ثابت کرد که رهبری ممتاز بود. تیتو همچنین لیاقتش را در بازی یکطرفه با طرفداری از گروههای مخالف با قدرت های محوری آندوره در جنگ جهانی دوم و از مجرای سازماندهی اسلوب و قاعدۀ ایدئولوژیک خود حول ناسیونالیسم یوگسلاوی بهتر از اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی و سکتاریستی نشان داد.
رضا شاه پهلوی پدر آخرین شاه ایران (محمد رضا) مثالی دیگر از یک "ان. یو. دی." یعنی رهبریست که انرژی خود را روی مخالفت نمودن با حضور نیروهای خارجی در کشورش متمرکز کرد. پهلوی از میان پائین ترین صف جامعه برای نائل گشتن به درجۀ ژنرالی برخاست و عاقبت از ناسیونالیسم ایرانی جهت بنا گذاشتن پایه های قدرت خویش سود جست و کودتائی را رهبری کرد.
وجه مشترک تمامی این رهبران آگاهی سیاسی و توانائی بازی قوی تر برضد گروههای دیگر که اغلب از نمایش زود هنگام در زندگی، سال ها تجربۀ سیاسی و کیفیت های ذاتی رهبری سرچشمه گرفته، میباشد. علاوه براینها، مثال های مذبور از این عقیده حمایت میکنند که محتمل ترین راه بقدرت رسیدن "ان. یو. دی." یک حمله و ضربۀ ناگهانی خواهد بود.
این رهبران اغلب با گذشته ای فروتنانه آمدند و خوشنامی و مشروعیت خود را در میدان جنگ کسب کرده بودند و با توسل به اقسام ناسیونالیسم و یک داستان عمومی علیه نیروهای خارجی، حمایت های داخلی را برای خود جذب کردند.
بعد از عقب نشینی آمریکا یک مدل قابل تحقق و رابطۀ یک عراق متحد الشکل و کنترل شده با یک "ان. یو. دی." ،السالوادور است یعنی جائی که ایالات متحده هزاران مشاور خود را در اواسط دهۀ هشتاد و نود میلادی راهی این کشور کرد.
فرمانده نیروهای ایالات متحده ژنرال " پیتریوس" همچنین گفت توجه به نحوۀ تشکیل جوخه های مرگ در مالزی سرنخ هائی را به ما میدهد که به چه ترتیب درجات مختلفی از آزادی گروههای سیاسی لازم است تا وضعیت منطقه را تحت کنترل درآورند. تقسیم قدرت چیزی مشابه لبنان غیر محتمل است زیرا برخلاف لبنان عراق از سابقۀ روشنفکری صدها ساله که بتواند جامعه را هدایت کند و توانائی چانه زنی داشته باشد برخوردار نیست.
نتیجه
سیاست حمایت از ظهور یک "ان. یو. دی." درعراق نشانگر پدیدار گشتن اندیشه های واقع گرایانه پس از جاه طلبی های شکست خوردۀ پروژۀ آوردن دموکراسی به عراق توسط ایالات متحده است. سناریوی "ان. یو. دی." بیان کنندۀ نیاز مجدد به ثبات و آرامش در خاورمیانه، تمرکز دوبارۀ قوای آمریکا بر جنگ علیه القاعده و لااقل طولانی سازی جدول زمان بندی سازمان دادن دموکراسی است.
از میان سه سناریوی تقدیم شده بوسیلۀ گروه مرکز مناسبات جهانی (CGA) این سناریو (دیکتاتوری اتحاد ملی- ان. یو. دی.) تنها سناریوئی است که می توان از آن یک عراق با ثبات بیرون کشید. البته این ثبات ممکن است دوام نیاورد و رابطۀ "ان. یو. دی." ممکن است به مرور خراب شود. همانگونه این رابطه با صدام از بین رفت و یا "ان. یو. دی." قدرت را از دست بدهد.
علی رغم بروز "ان. یو. دی." مشکل اساسی تر " سلافیسم" رو به رشد و تأثیر جنگ عراق در گسترش خطر تروریسم جهانی است. بنابر این نیاز به سازماندهی و کار طاقت فرسا به سمت یک سیستم سیاسی مشارکتی درعراق و بطور فراگیرتر در خاورمیانه بایستی هدف استراتژیک دراز مدت (آمریکا) باقی بماند چون "ان. یو. دی." فقط موقتاً این شکاف را پر میکند تا هنگامی این پروسه بطور منظم تکمیل شود.
سناریوی دوم:
نا آرامی های کنترل شده
خلاصه
نابسامانی و تزلزل در عراق با رشد درگیری میان سنی و حاکمیت شیعه در درون مرزهای عراق ادامه می یابد. همچنانکه عراق بسمت یک جنگ داخلی خونبار و تجزیه کننده پیش میرود، کشورهای همسایه تمایل دارند این نا آرامی ها در داخل عراق محدود بماند. این مدل از جنگ داخلی اسپانیولی منتج شده است (میشود این جمله را حذف کرد). با این حال نا آرامی در عراق بسود القاعده است و فرصت های گرانقیمت زیادی را در منطقه در اختیار این جریان میگذارد. رادیکالیسم هم یک چالش دائمی برای دولت های عرب خواهد بود.
در این ستاریو، همۀ بازیگران از جمله ترکیه آماده شده اند تا آش پخته شده در عراق را همچنان در حال غلیان نگه دارند اما در عین حال نمی خواهند سر ریز شود. این شورش های وحشیانه از خارج عراق تغذیه می شوند و توافقنامۀ نا نوشته ای نیز که اجازه ندهند آشوب ها از داخل مرزهای عراق گسترش یابند در میان بازیگران بسته می شود.
چنانچه یکی از احزاب عراقی دست بالا را بگیرند اینوع توازن زیبای قدرت قابلیت وارد کردن ضربتی آهسته را دارد. منفعت در حفظ زد و خوردها ست گرچه انگیزۀ برای جلوگیری از آن هم وجود دارد.
سرازیر شدن پناهنده، شدت، زور و پاکسازی نژادی دولت های مجاور را وادار به درگیر شدن در زد و خوردها میکنند. نظربه اینکه ایران و ترکیه قدرت های نظامی واقعی منطقه هستند، کشورهای عرب همسایه به گروههای محلی ملحق می گردند.
همۀ بازیگران می دانند چطور خراب کاری کنند. آنها در پنجاه سال اخیر چنین کاری کرده اند و باز هم به آن ادامه می دهند. در حالی که عراق در آتش جنگ داخلی می سوزد کشورهای مختلف گوشه چشمی به هم دارند تا مطمئن شوند که توازن قوا بهم نخورده است.
بازیگران: عراق
گرچه همۀ نیروهای نظامی ایالات متحده رفته اند، با این حال ارتش عراق هنوز متکی به حمایت های ارتش آمریکاست. همزمان ارتش عراق بعنوان آلت دست حکومت شیعه بر میزان نیروهایش افزوده تا از این طریق گروههای سنی ای که از طرف القاعده و دولت های سنی منطقه حمایت می شوند کنترل کند. شیعیان در جنوب بیشتر عرض اندام می کنند و این موجب زد و خورد وسیع در کشور برای بیرون آوردن بغداد از مشکلات فعلی و محاصرۀ نواحی دیگرمیشود. کردها از کوشش های خود برای ممانعت از فعالیت های حزب کارگران کردستان ( PKK ) دست میکشند تا این کار سبب مداخلۀ ترک ها شود.
بازیگران: ترکیه
ترکیه خارج شدنش از منطقه را برحسب مصالح سیاسی خود بررسی میکند. سوای این ترکیه و ایران جهت همکاری با نیروهای منطقه به اتحادیۀ عرب دعوت شده اند. ترکیه با بازیگران اصلی منافع مشترک دارد بویژه در رابطه با ثبات دولت عراق، امنیت مرزها و حفظ تمایت ارضی این کشور در راستای جلوگیری از استقلال کردستان. ترکیه حمایت های مهمی از جانب دولت های عربی و در پاره ای اوقات توسط ایران از این بابت دریافت میکند.
کردها در کانون توجه ترک ها در ارتباط با عراق هستند. با توجه به دهه ها طغیان در جنوب شرقی ترکیه توسط پ. ک. ک. ، آنکارا از حملات تروریستی این گروه در امان نبوده است.
در سال های اخیر کردها در شمال عراق بیشتر آسوده بوده اند، آنان اتحاد سیاسی و قدرت اقتصادی در مناطق خودشان داشته اند و تکیه گاهی بوده اند برای PKK . ترکیه قبلاً به آمریکا هشدار داده است که این وضعیت نمی تواند قابل تحمل باشد. بارها آنها در تعقیب جنگجویان PKK وارد مرز شده اند. اگر PKK به تهاجمات خود بدرون خاک ترکیه بعد از خروج و عقب نشینی ایالات متحده بیافزاید، ترک ها وارد کارزار پر کردن خلاء قدرت درعراق گشته و خواهند کوشید تا جدائی خواهان را منکوب کنند. به میزان قابل توجهی سربازان ترک در منطقه مستقر شده اند و آنکارا تهدید کرده که وارد نزاع بیشتری خواهد شد.
بازیگران: ایران
با در نظر گرفتن ماهیت پیچیدۀ نا آرامی در عراق، به نفع ایران است که بشکل نظامی آشکار در عراق ظاهر نشود. ایران ممکن است وارد کارزار شود چنانچه موقعیت سیاسی شیعیان در عراق بخطر افتد و یا ترکیه در شمال عراق مداخله کند. از جهات دیگر ایران هم اکنون دارای قدرت مسلم در عراق است ازاینرو بی ثبات سازی عراق یا توسعۀ آن به عربستان سعودی بنفع ایران نیست. اگر ایران به برنامۀ اتمی خود ادامه دهد، این موضوع باعث انزوای بیشتر این کشور در سطح منطقه و جهان می شود.
ظرفیت و صلاحیت ارتش ایران مشکوک است. این ارتش هنوز از سیستم جنگ افزارهای سی سال پیش بعد از سقوط شاه استفاده میبرد پس نمی توانیم تصور کنیم ارتش ایران آمادگی ورود به خاک عراق را دارد.
ناکام بودن آمریکائی ها ایرانیان را هوشیار کرده تا اشتباه آمریکا را تکرار نکنند. بعلاوه ایران در دورۀ جدید از وقتی طالبان در افغانستان دیپلمات های ایرانی را ربود با همسایگان خود نه گلاویز شده و نه آنان را مورد تاخت و تاز قرار داده است. با این حال ایران تجربۀ تحویل دادن سلاح به گروههای مستقر در کشورهای همجوار را دارد. همانگونه در جنگ اتحاد شمال با طالبان این کار را کرد.
اگر ترکیه وارد شمال عراق شود تا فعالیت های روز افزون PKK را سرکوب کند، ایران هم انگیزه ای پیدا خواهد کرد تا بطور مستقیم تری از منافع خود در جنوب عراق حمایت کند و مانع ازبین رفتن تأثیر نسبی خود در این کشور بوسیلۀ ترک ها گردد. حملۀ ترک ها می تواند اثر بی ثبات سازی دومینه وار از شمال به مرکز و سپس از مرکز به جنوب داشته باشد یعنی جائیکه ایران دست بالاتر را دارد. هر چند حزب عدالت و توسعه در ترکیه فعلاً رابطۀ خوبی با ایرانی ها دارد و بدرجاتی همکاری نظامی علیه کردها را بوجود آورده است.
ایران با ترکیه منافع مشترکی در خصوص مسئلۀ کردستان دارد که تحرکات ترکیه در شمال عراق اگر محدود به فشار آوردن ترکها بر PKK در نواحی کرد نشین نشده و شمال عراق بمدت طولانی اشغال شود میتواند باعث ناخرسندی ایرانی ها گردد.
بازیگران: سوریه
سوریه در حال حاضر از هشتصد هزار پناهندۀ عراقی پذیرائی میکند، همچنین این کشور محل تردد اصلی شورشیان بداخل عراق است. هر دو عامل می تواند به بی ثباتی سوریه منجر شود و این موضوع بهانۀ خوبی به بشار اسد می دهد تا بیشتر در مسائل عراق مداخله کند.
کنترل مرز اساسی است. سیاست سوریه مبتنی بر اجازۀ عبور جنگجویان خارجی بداخل عراق است اما مانع از بازگشتن آنها به خاک سوریه می شود. رژیم ایاد علاوی احتمال داشت با بازگشت آوارگان سنی بداخل عراق در معرض سقوط قرار گیرد. سوریه ممکن است به آوارگان سنی فشار آورده که بداخل عراق بازگردند یا شرایط سخت تری را در سوریه برآنها اعمال کند.
بازیگران: اسرائیل
اسرائیل عمدتاً نگران مرزهای شرقی خویش می باشد. این ترس از آنجا ناشی می شود که رژیم های رو به زوال در همسایگی آن نظیر اردون و عربستان با خطرات امنیتی جدیدی روبرو شوند.
تا سال 2010 برخوردهای سیاسی داخلی در رابطه با منازعۀ تابستان 2006 با حزب الله لبنان رنگ خواهد باخت بنابراین اسرائیل هیچگونه دلیل سیاسی موجهی نخواهد داشت تا به ایران حمله کند یا دورجدیدی از منازعاتش را با حزب الله آغاز کند.
درحالیکه اسرائیل از توانائی حملات نظامی به ایران برخوردار است اما این کار را نخواهد کرد. از طرف دیگر ایران آنچنان از توانائی های هسته ای دور است که اسرائیل از آن نگرانی ندارد. در حقیقت دلایل معلوم حمله نکردن بر فوائد نامعلوم حمله کردن می چربد. در عین حال اسرائیل از محل های دقیق اهداف مورد تعقیبش در ایران آگاه نیست و مطمئن نیست که یک حمله تاکتیکی مؤثر باشد. علاوه بر این نگرانی های ناشی از واکنش های منطقه ای بعلت حملۀ اسرائیل به ایران ممکن است اسرائیل را از ارتکاب به این عمل بازدارد. اسرائیل بطورعمده بفکر کنترل ایران است و ترجیح می دهد تا ایالات متحده رهبری مخالفت علیه ایران بر عهده داشته باشد.
اسرائیل تحت فشار مداوم آمریکا در مورد لبنان، کرانۀ باختری و نوار غزه و نیز حملات بازدارنده بر علیه ایران خواهد بود. هر چه وزنۀ اسرائیل در این ماجرا کمتر باشد کفۀ ترازو بسود اعراب در داخل عراق و در منطقه برضد ایران تسهیل می گردد.

