تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

 در مورد موج جدید بازداشت دانشجویان مبارز در دانشگاههای ایران

طی روزهای اخیر و در ادامه گسترش فضای اختناق و سرکوب در داخل کشور، نیروهای اطلاعاتی رژیم شمار دیگری از دانشجویان مبارز دانشگاههای ایران را بازداشت و در شرایط دشوار در زندان تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داده اند. بازداشت و شکنجه دانشجویان مبارز دانشگاههای ایران سیاست آگاهانه ای است که از جانب رژیم اسلامی برای جلوگیری از گسترش فضای رادیکال و پیشرو در جنبش دانشجویان و جوانان ایران، برنامه ریزی شده است.

 

رژیم جمهوری اسلامی بخوبی ابعاد این جنبش و ظرفیت های بالقوه و بالفعل آنرا می شناسد و برای جلوگیری از گسترش و تعمیق ان به تکاپو افتاده است. اما رویدادهای ماههای آذر و دی نشان دادند که ابعاد حرکت اعتراضی دانشجویان وسیع تر، شعارها و جهت گیری های سیاسی آن ریشه دار تر و توده گیر تر از آن است که این گونه حرکات رژیم بتواند آن را از دور خارج کند.

 

از اوائل آذر ماه تاکنون دستگیری ها نه تنها دانشجویان مبارز دانشگاههای ایران را مرعوب و به عقب نشینی وادار نکرده است، بلکه ابعاد گسترده تر و سراسری تری به مبارزات آنان بخشیده است. دانشگاههای ایران هم چنان از کانون های اصلی مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران بر علیه نظام دیکتاتوری اسلامی حاکم به شمار می روند و رژیم در تحقیق اهداف خود مبنی بر سر کوب جنبش رادیکال دانشجویی ایران ناکام بوده است.

 

کارگران پیشرو، زنان انقلابی، و همه مردم آگاه و مبارز ایران، جوانان خود را که این چنین عزم خود را، در این نبرد حق طلبانه، برای شکستن دیوار اختناق رژیم جزم کرده اند تنها نخواهند گذشت و پژواک شعارهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه این مبارزین پرشور، در سرتاسر ایران و در همه عرصه های مبارزاتی دیگر شنیده خواهد شد.

آزادی کلیه دانشجویان دستگیر شده، آزادی کلیه زندانیان سیاسی ایران، خواست مردم ایران است و ما بار دیگر کلیه مجامع بین المللی، مترقی، و انسانهای شریف و آزادیخواه  را به پشتیبانی از این خواست اولیه مردم ایران فرا می خوانیم.

زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

28 دیماه 1386

18 ژانوی 2008

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 17  توسط حامد سعیدی  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی کومله

 به مناسب جانباختن ابراهیم لطف الهی

  توسط شکنجه گران اداره اطلاعات شهر سنندج

روز 26 دیماه آدمکشان رژیم جمهوری اسلامی در زندان اداره اطلاعات شهر سنندج مرتکب جنایت هولناک دیگری شدند و یک جوان دانشجو را تنها به جرم عقاید و اهداف سیاسیش زیر شکنجه به قتل رساندند.

ابراهیم لطف الهی روز 16 م دیماه بعد از خروج از سالن امتحان دانشگاه پیام نور شهر سنندج توسط ماموران اداره اطلاعات ربوده و به شکنجه گاههای این اداره در این شهرمنتقل گردید. مدت ده روز ابراهیم لطف اللهی جوان 23 ساله تحت بیرحمانه ترین شکنجه ها قرارگرفت و آدمکشان تا آخرین دم دست از سر وی برنداشتند تا سرانجام تن رنجورش تاب مقاومت از دست داد و جان باخت. بدین ترتیب  برگ دیگری بر پرونده سرتا پا جنایت این رژیم افزوده شد.

 

کمیته مرکزی کومله این انسان کشی  را بشدت محکوم میکند و اطمینان دارد که سرانجام قاتلین ابراهیم لطف الهی در دادگاه  عدالت مردم بپا خاسته در کردستان و در سراسر ایران به سزای این جنایت و همه جنایات دیگری  که در دوران حاکمیت سیاه خود مرتکب شده اند خواهند رسید.

 ما بمناسبت این واقعه دلخراش از صمیم قلب به خانواده این عزیز جانباخته، دوستان او و  همه مردم مبارز شهر سنندج  تسلیت میگوئیم و خود را در غم و اندوه آنان سهیم میدانیم.

 

کمیته مرکزی کومله

27 دیماه 1386

17 ژانویه 2008

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 17  توسط حامد سعیدی  | 

  

ادامه بازداشت و دستگیری فعالان دانشجوئی را محکوم می کنیم!

در ادامه سرکوب فعالین دانشجوئی، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی حکومت اسلامی طی روزهای ٢٤ و ٢٥ دیماه پانزده تن دیگر از فعالان دانشجوئی چپ را دستگیر کردند. تشدید سرکوب های اجتماعی و دستگیری فعالان دانشجوئی، کارگری ، زنان و ... ترس و وحشت رژیم را از روند روبه رشد نارضایتی های اجتماعی به نمایش می گذارد. هیچ حکومتی در صورت برخورداری از ثبات اجتماعی دست به سرکوب های اجتماعی نمی زند. با نگاه کوتاهی به کارنامه سی سال حکومت اسلامی که با سرکوب توده های مردم در کردستان، خوزستان و ترکمن صحرا و دستگیری، شکنجه و کشتار ده ها هزار تن از فعالان سیاسی و سرکوب های دهه ٦٠ آغاز شد و با دستگیری فعالان کارگری، زنان و اکنون دانشجویان در ابعاد وسیعی ادامه یافته است، به خوبی این گفته را که حکومت های استبدای تنها با سرکوب قادر به ادامه حکومت هستند را ثابت می کند.

 

رژیم می خواهد  با سرکوب و تزریق روانی آن به جامعه، نشان دهد در اوج قدرت به سرکوب دست می زند و بر همه ی ابعاد جامعه کنترل دارد. هر از چند گاهی هم با نمایش نیروهای سرکوب خود تحت عنوان رزمایش و مانورهای شهری، توان دستگاه سرکوب خود را برای مقابله با اعتراضات و شورش های اجتماعی به نمایش می گذارد.  

 

نسل جوان دانشجو، کارگر و زن، از درون همین سرکوب ها برخواسته و پرچم مبارزه برای تغییر بینادین سیاسی و اجتماعی را در کشور به دست گرفته اند. سرکوب در عین حال که مراحل تغییر را برای مدتی  به عقب می اندازد، اما توان جلوگیری از تحولات و رشد نیروهای بالنده اجتماعی را ندارد. رژیم می داند، چون به سرنوشت رژیم سلطتنی آگاه است، روزی باید تاون همه ی سرکوبگری های خود را  بدهد.

 

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) ادامه بازداشت و دستگیری فعالان دانشجوئی، کارگری و زنان را قویا محکوم می کند و بر این باور است  رژیم بی جهت فکر می کند با دستگیری فعالان اجتماعی و سرکوب های اجتماعی ، راه رشد مبارزات اجتماعی علیه خود را متوقف خواهد کرد.

 

کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)

٢٦دیماه ١٣٦ برابر با ١٦ ژانویه ٢٠٠٨

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

به تمامی انسانها، سازمانها، نهادها و تشکل های انساندوست وآزادیخواه

 در ایران و سراسر جهان

دانشجوی زندانی آزاد باید گردد - پوستر

 

طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر  دفاع ازحقوق و خواسته ها ی انسانی و برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان تحت فشارهای فراوان قرار دارند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان تنها اجازه یک ملاقات کوتاه با فرزندانشان داده شده است. خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر میبرند بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند.

 

علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته  تا کنون همچنان تعداد زیادی از این عزیزان در زندان و در سلول انفرادی، تحت شرایط ضد انسانی به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی و ملاقات داده نشده است.

 

مردم آزادیخواه در ایران و در خارج کشور

 

از شما انسانهای آزاده، از شما انسانهای شریف، ازهمه نهادها، تشکلها و سازمانهای آزادیخواه میخواهیم تا در ادامه تلاشها و فعالیت هائی که تاکنون انجام داده اید، یکپارچه و سراسری به حمایت از این دانشجویان پرداخته و درهفته ای که به این خاطر، ازشنبه 13 بهمن تا 20بهمن برای آزادی دانشجویان در بند اختصاص داده شده است فعالانه شرکت کنید و اعتراض همه جانبه خود را به زندانی بودن این عزیزان نشان دهید. برگزاری روز دانشجو حق دانشجویان است و همه آنها باید فوری و بی قید و شرط آزاد شوند. 

 

جمعی ازخانواده های دانشجویان زندانی

جمعهایی از دانشجویان دانشگاه های علامه، پلی تکنیک، چمران اهواز، باهنر شیراز، دانشگاه های مشهد

 

با دوستان ديگري از دانشگاه ها و تشکلهای مختلف تماس گرفته ايم که حمايت شان به ليست اضافه خواهد شد. اعلام حمايت های خود را به

ایميل: studentsfreedom.campaign@gmail.com  بفرستید

 

اسامی دانشجویان زندانی:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 15  توسط حامد سعیدی  | 

آزادی محمود صالحی بر اساس پایه‌ای‌ترین موازین حقوق بشر

کنفدراسیون اتحادیه سراسری سوئد

به: رهبر جمهوری اسلامی ایران
آیت‌الله علی خامنه ای

آدرس: تهران، خیابان جمهوری اسلامی – خیابان شهید کشور دوست

ایمیل آدرس: Email :info@leader.ir

21 دسامیر 2007
Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei
The Office of the Supreme Leader,
Islamic Republic Street - Shahid Keshvar Doust Street
Tehran,
Islamic Republic of Iran
Email: info@leader.ir

21 December 2007

Mahmoud Salehi – Release on humanitarian grounds

 

موضوع: آزادی محمود صالحی بر اساس پایه‌ای‌ترین موازین حقوق بشر
به نمایندگی از طرف کنفدراسیون کارگران سوئد (ال او) از شما خواستارم که اقدامات فوری و جدی در رابطه با وضعیت وخیم جسمانی محمود صالحی  بعمل آورید. محمود صالحی باید در خارج از زندان و تحت نظر پزشکان متخصص در بیمارستانی مجهز به امکانات وسائل ویژه، مداوا گردد.

ما از طریق "کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری" (ITUC) و "فدراسیون بین‌المللی کارگران حمل و نقل" (ITF  ) مطلع شدیم که محمود صالحی سخنگوی "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" پس از بی‌هوشیهای متعدد بین چهارم تا دهم دسامبر در زندان مرکزی شهر سنندج،  به بیمارستان توحید این شهر منتقل شده است. ما می دانیم که محمود صالحی مدتهای طولانی  تحت در مان بوده است. ما به شما یادآوری میکنیم که محمود صالحی از بیماری مزمن کلیه رنج میبرد که بنا به درخواست پزشک متخصص او باید هر چه سریعتر دیالیز شود. این مشکل بر قلب او نیز تاثیر گذاشته و از ناحیه قلب نیز دچار مشکل شده است.
طبق گزارشات مربوطه، به دلیل نارسائی کلیوی روده های او هم  ورم کرده‌ و عکسبرداری از مغز او در بیمارستان نشان داده است که رگهای خونی متصل به مغز او نیز صدمه دیده اند. ماموران زندان علیرغم وضعیت بحرانی محمود صالحی از لحاظ جسمانی، وی را دوباره به زندان برگردانده‌اند. ما  تأسف و نگرانی عمیق خود را نسبت به این وضعیت ابرز میداریم.

ما  میخواهیم که این نکته را متذکر شویم که، هیچ کارگری نباید بخاطر فعالیت های اتحادیه‌ای و سندیکائی‌ در زندان باشد. ما ضمن ابراز خوشحالی از آزادی ابراهیم مددی و رضا دهقان از زندان، با تلاشها و فعالیتهای پی‌در‌پی، اجازه نمیدهیم که سلامتی جسمی محمود صالحی بیشتر از این به خطر بیفتد. این ساده ترین نمونه ایست که از گسترش فقدان رفتار و سلوک انسانی در نزد حاکمان ایران حکایت می کند که در برابر چشمان باز سازمانهای مشهور جهانی که با دقت و نگرانی عمیق به آن می نگرند، جریان دارد.

ما بار دیگر قویا اعلام می کنیم که محمود صالحی بر اساس پایه‌ای‌ترین موازین حقوق بشر باید فورا آزاد گردد و یا در خارج از زندان مورد معالجه فوری قرار گیرد. محمود صالحی با چنین وضعیتی نمیتواند تا پایان دوران محکومیتش بدون مداوای فوری در زندان بماند و زندگی او کاملا در خطر است. از اینرو از شما میخواهیم که بنا به رعایت پایه‌ای‌ترین موازین حقوق بشر، او را از زندان آزاد کنید و وی را مورد عفو قرار دهید

با احترام

 کنفدراسیون اتحادیه سراسری سوئد

آندرش لارسون
مسئول بین المللی
21
دسامیر 2007


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 11  توسط حامد سعیدی  | 

به رود بپیوندید اگر هدف دریاست

 

سال 86 در حالی به پایان می رسد که کارگران و مزد بگیران در سراسر ایران سالی سخت و طاقت فرسا را سپری و تحمل کردند. آنها در اعتراض به اجحافات و در طلب حقوق ضایع شده خود در اکسیونهای زیادی شرکت کردند. حاکمان و مجریان قانون صدها بار به صفوف کارگران حق طلب حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند . آنها در همین رابطه صدها کارگر را دستگیر، بازداشت و  زندانی کردند و یا موجب بیکاریشان توسط مسئولان شدند . هزاران کارگر که برای گرفتن دستمزدهای معوقه خود (که در برخی جاها به 30 ماه می رسد ) در برابر اداره های دولتی اقدام به تجمع کرده بودند، از سوی نیروهای دولتی که حافظ سرمایه سرمایه داران هستند سرکوب شدند. صدها کارگر تنها به علت طلب دستمزدهای معوقه از کارفرما در پیچ و خم سیستم بوروکراسی اداری در انتظار صدور رای از سوی هیئت های تشخیص و حل اختلاف سرگردان هستند . جمع زیادی از کارگران با در دست داشتن آرای قطعی اداره کار در پشت درهای بسته دادگاه ها منتظر آرای قطعی هیئت های اداره کار هستند که معمولاً از هر صد نفر یک نفر به نتیجه خواهد رسید .

 

در سالی که سپری شد ، ده ها کارگر بطروق گوناگون دست به خودکشی زدند، (حسن حسنی کارگر کارخانه کف کار که به دلیل عدم توان پرداخت هزینه زندگی خود را در کارخانه حلق آویز کرد ، فقط یک نمونه‌ بارز از این تراژدیهاست) .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 10  توسط حامد سعیدی  | 

بیایم با "نقد" گذشته "سبک کار" آینده را بسازیم

غفور کشاورز

از نظر من بزرگترین اشتباه فعالان و پیشروان کارگری ایران( از سال 1383 به این طرف)،آن بود که بدون در نظر گرفتن "شیوه(سبک) کار" در بین کارگران و فقط با در نظر گرفتن اعتراضات کارگری ، اقدام تاسیس و سازماندهی مجموعه هایی در جهت ایجاد تشکل کارگری نمودند.

تاسیس" کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری" ،" اتحاد کمیته های کارگری" و "کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" دقیقا از همین دیدگاه نشات بود. همه ی این عزیزان(فعالان کارگری) با تکیه برامضای دو مقاوله نامه87 و 98 سازمان جهانی کار از سوی دولت ایران، خیز علنی کارگران شرکت واحد تهران و دیگر اعتصابات موفق کارگری (شاهو – کوره پزخانه های وایگان و . . .) اقدام به تاسیس این مجموعه ها نمودند. والبته این نکته را نیز از نظر نباید دور بداریم که سالهای قبل از این مقطع سالهای خفقان و سرکوب برای فعالین کارگری بود و به وجود آمدن فضای جدیدی در دوران ریاست جمهوری خاتمی( از یک طرف) و اعتراضات علنی کارگری ناشی از تعدیل ها و فشارهای اقتصادی سرمایه(از طرف دیگر) این ذهنیت غلط را برای برخی از پیشروان به وجود آورد که در این مسیر دیگر مانعی وجود ندارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 16  توسط حامد سعیدی  | 

 

کمیته هماهنگی بر سر دوراهی

 

 

صلاح مازوجی

۱

از اعلام موجودیت کمیته هماهنگی  برای ایجاد تشکل کارگری نزدیک به سه  سال می گذرد. کمیته هماهنگی و دیگر تشکلهای کارگری که در آن مقطع ایجاد شدند هر کدام طیفی از فعالین و پیشروان کارگری را در خود گرد آوردند. ایجاد و ابراز وجود این تشکل ها در درجه اول محصول یک دوره از رشد جنبش کارگری و از طرف دیگر باز شدن پرونده ایجاد تشکل های کارگری بر روی جامعه بود.

جنبش کارگری در آن سالها صحنه هزاران اعتراض و اعتصاب کارگری در رشته های مختلف صنعتی و خدماتی بود، اگر چه مطالبات کارگران در این دوره به دلیل توازن قوای طبقاتی از مضمون و خصلتی دفاعی برخوردار بود، با این حال همین برآمد و رشد جنبش کارگری بود که زمینه تحرک فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران را فراهم آورد و شرایط  و موجبات به جلو صحنه آمدن گرایش سوسیالیستی در درون جنبش دانشجویی و جنبش زنان را تأمین کرد. بدون این پیشروی در جنبش کارگری هیچ عامل و اراده دیگری نمی توانست، این میزان از تحرک و جنب و جوش در فعالین کارگری برای ایجاد تشکل ها را بوجود آورد.

از طرف دیگر در آن دوره رژیم جمهوری اسلامی و طبقه سرمایه دار ایران در همکاری با سازمان جهانی کار و با قبول برخی از مقاوله نامه های این سازمان که شرط  ورود و عضویت در سازمان تجارت جهانی است عملا تلاش کردند  تا برخی از انجمن های  صنفی و سندیکاها را که زیر نظر خانه کارگر رژیم ساخته شده بودند را بعنوان تشکل مستقل کارگری، به کارگران قالب نمایند  تا در سازش و همکاری با طبقه سرمایه دار و کارفرمایان مطالبات کارگران را "دنبال" کنند مجموعه این تلاشها در شرایطی که بی اعتباری و ورشکستگی شوراهای اسلامی بر همگان عیان شده بود و حتی صاحبان صنایع و کافرمایان نیز آنها را بعنوان تشکلی که ظرفیت کنترل اعتراضات کارگری را داشته باشند برسمیت نمی شناختند، به مسئله ایجاد تشکل کارگری در سطح جامعه موضوعیت بیشتری بخشید و پرونده ایجاد تشکل کارگری را بر روی جنبش کارگری باز کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

مهمترین وقایع جهان در سال 2007

بهرام رحمانی

 

 جنگ‌ های دولت ‌ها تاکنون ضربات هولناکی بر انسان و اقتصاد و محیط زیست زده است. تاریخ نشان داده است که قربانیان اصلی جنگ‌ ها مردم عادی کشورهای درگیر جنگ هستند که در آغاز جنگ کوچک ‌ترین نقشی نداشته ‌اند. در جنگ جهانی اول ۲۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادند و ۲۱ میلیون نفر زخمی شدند. از این تعداد قربانی ۱۰ میلیون نفر غیرنظامی بودند. در طول جنگ جهانی دوم ۷۲ میلیون نفر کشته شدند؛ یعنی در طول ۶ سال جنگ بین سال ‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۴۵ در جنگ کشته شدند. سهم مردم عادی از این تعداد، ۴۷ میلیون نفر بود. یعنی حدود دو برابر تعداد نظامیان در جنگ جهانی دوم مردمان عادی کشته شدند. حدود ۲۰ میلیون از مردم عادی بر اثر گرسنگی و بیماری ‌های ناشی از جنگ، جان خود را از دست دادند. آمار جنگ‌ های داخلی کشورهای توسعه ‌نیافته نیز کشتار وسیع انسان ‌های بی گناهی که تنها گناهشان زاده شدن در کشوری است که درگیر جنگ هستند. در جنگ داخلی سودان بین سال‌ های ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۲ حدود یک میلیون نفر کشته شدند. براساس گزارشات سازمان ملل و غیره، قربانیان جنگ هشت ساله ایران و عراق، فقط در ایران از ۲۴ استان کشور (در آن زمان)، ۵ استان صحنه جنگ بود و ۱۱ استان دیگر هدف حمله های هوایی و موشکی مکرر قرار گرفت. این ۱۶ استان، دوسوم جمعیت ۵۰ میلیونی کشور را در آن زمان در خود جای می داد، منطقه نبرد به طول ۲۰۰ کیلومتر در امتداد مرز و به عمق ۸۰ کیلومتر، عمدتا در خاک ایران است، طبق مستندات، بیش از ۵۰ شهر و شهرستان و نزدیک به ۴ هزار روستا در این جنگ به میزان مختلف خسارت دیدند و تعداد بسیاری نیز با خاک یکسان شدند که باید آن ها را به این تعداد اضافه کرد. در مجموع، کل واحدهای مسکونی که بنا به گزارش ها در جنگ تخریب شد، یعنی بیش از ۱۳ هزار بود. ۱۹۰ هزار واحد نیز به شدت خسارت دید. وضعیت عراق نیز بهتر از ایران نبود. در این جنگ خانمانسوز، حدود یک میلیون نفر از طرفین کشته و زخمی و یا برای همیشه معلول شدند و میلیون ها نفر نیز آواره گردیدند. خسارات مستقیم اقتصادی این جنگ، یک صد میلیارد دلار و خسارات غیرمستقیم آن تا یک هزار میلیارد دلار فقط برای ایران برآورد شده است. در نسل ‌کشی «رواندا» در سال‌ های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون کشته بر جای گذاشت. درگیری ‌های دارفور که از سال ۲۰۰۳ آغاز شده است، تاکنون بیش از ۴۰۰ هزار نفر قربانی گرفته است.

 

برای خواندن ان اینجا کلیک کنید      http://www.j-d.se/1386/maqalat/102001.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

اطلاعيه پيوستن به حزب کمونيست ايران

 

بحران وانشعابات پی در پی در کمونيسم کارگری و تاسيس چندين حزب کمونيست کارگری ، هر فعال کمونيست را در داخل و خارج اين احزاب به تعمق وا ميدارد . من فکر ميکنم بحرانی را که کمونيسم کارگری در آن قرار گرفته و در نتيجه آن شاهد انشعابات متعدد هستيم ، خلق الساعه و جديد نيست بلکه ريشه در تناقضات سيستم فکری اين جريان دارد ، طول تاريخ تحزب کمونيسم کارگری با اين جدال درونی همراه بوده و هر بار با يک انشعاب و يا يک جدايی بزرگ به حداکثر خود رسيده است به صورتی که هم اکنون پنج حزب را که مدعی کمونيسم کارگری هستند را شاهد هستيم و اين جدا از صدها فعال کمونيست کارگری است که با هيچ کدام از اين احزاب نيستند . هر چند شرايط و اوضاع و احوال بيرونی بر اين روند تاثير گذاشته است اما در واقع دليل اصلی در خود کمونيسم کارگری نهفته است .

در هر حال هدف  در اين اطلاعيه کوتاه نقد کمونيسم کارگری و احزاب آن نيست . من از فعالين و کادرهای حزب کمونيست کارگری و بعدا حکمتيست بودم که در عرصه ها و سمتهای مختلف از جمله عضويت در کميته کردستان و مشاوری کميته مرکزی فعاليت داشتم .همزمان با فعاليتم در حزب حکمتيست و همانطور که در بالا اشاره کردم جدال و بحران هميشگی درون اين جريان وادارم کرد تا مروری بر کمونيسم کارگری و باز خوانی بر مارکسيسم داشته باشم ، متعاقبا به اين نتيجه رسيدم که حزب حکمتيست ظرفی مناسب برای ادامه فعاليت کمونيستی من نيست ، نتيجتا مارس ۲۰۰۷ طی يادداشتی کوتاه استعفايم را به اطلاع آن حزب رساندم .

من با توجه به اعتقاد عميقی  به که مارکسيسم دارم نميتوانم حزب گريز باشم و مدت چند ماهی را که به صورت انفرادی در عرصه های مختلف فعاليت کرده ام با اتکا به انديشه های مارکسيستی بوده است ، هم زمان در اين مدت فرصت کافی  در اختيارداشتم تا با مطالعه بيشتر، بهتر انتخاب سياسيم را بکنم . برای ادامه فعاليت کمونيستيم حزب کمونيست ايران و سازمان کردستان آن کومه له را انتخاب کرده ام .من فکرميکنم فلسفه وجودی حزب کمونيست و کومه له تلاش برای لغو کار مزدی ،عملی کردن آزادی و برابری وتحقق يک جامعه سوسياليستی است .

پيوستن به حزب کمونيست ايران يک ضرورت انقلابی است. توصيه من به تمام انسانهای آزاديخواه و فعالين کارگری و کمونيست پيوستن به حزب کمونيست و کومه له است .

زنده باد سوسياليسم !

مهدی حسينی

Mehdi1871@yahoo.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

          بحران كمونيستهاي كارگري برآيند كدام واقعيت

 لنا

بيش از يك دهه قبل منصور حكمت مقالات "حزب و قدرت سياسي" ،"حزب و جامعه" ،"حزب شخصيتها"و"سناريوي سياه و سفيد " را نوشت. در آن زمان كه اين مقاله ها نوشته شد، بسياري از جريانات سياسي يا متلاشي شده بودند و يا شديدا دچار تشتت شده و يا به حاشيه رفته بودند. احزاب و گروههاي سياسي غير كارگري كه افقشان انقلاب سوسياليستي نبود و در تو در توهاي دنياي سرمايه داري گرفتار مانده بودند و در جريان سركوب هاي وحشيانه و همه جانبه رژيم ضربه پذيرتر بودند. در دو دهه سياه 60 و 70 گرايش سوسياليستي كه از درون سازمان پيكار و رزمندگان بيرون آمده بود، و آلترناتيو سوسياليستي را در مقابل سوسياليسمهاي خرده بورژوايي و انواع هواداران انقلاب دمكراتيك قرار مي داد، نتوانست به خود انسجام دهد و به شكل محافل پراكنده و ارتباطات نا منظم عمل مي نمود. نا توانايي آنها در غلبه بر بحران و ضربات پي در پي رژيم آنها را بيش از پيش تضعيف نمود و بر اين مبنا قادر نبودند تا در عرصه جنبش عرض اندام نمايند. در واقع آنها بيشتر در زندان نظرات خود را اشاعه و بسط دادند و آن نظرات در بيرون زندان انعكاس نداشت. تجمع كادرهاي كمونيست در زندان بحث انقلاب سوسياليستي و ساختار اقتصادي را دامن زده بود. رفقا رضا قريشي، عباس رئيسي، حميد حيدري، عليرضا زمرديان، جعفر مقامي و مير شمس ابراهيمي كه از جمله چهره هاي برجسته اين گرايش بودند به همراه بسياري ديگر از رفقايشان و ديگر زندانيان سياسي در سال 67 به خيل عظيم جانباختگان پيوستند و در خاوران و ديگر مناطق ايران به خواب ابدي فرو رفتند.

در آن دوران حزب كمونيست ايران از سويي با ناسيوناليسم دروني (گرايش عبدالله مهتدي) دست به گريبان بود و از سوي ديگر به دليل انشعاب و بيرون رفتن اكثريت كادرها كه حزب كمونيسم كارگري را ايجاد كرده بودند، تضعيف شده بود. براي يك دوره حزب كمونيست كارگري كه از انسجام نظري بيشتري نسبت به ديگر جريانات بر خوردار بود، و از درون نيز تضادها و تقابل دو گرايش سوسياليستي و آوانتوريستي بر آمد نكرده بود نسبت به ديگر گرايشات دست بالا را داشت. اما آنچه باعث ميگرديد كه اين حزب در آن دوران رشد نمايد بيشتر به دليل فقدان گرايش سوسياليستي در عرصه جنبش كارگري بود. طيف وسيع روشنفكران سياسي كه در جريان سركوبها ي دهه 60 سرگردان شده بودند به خارج مي رفتند و بسياري از آنها جذب حزب كمونيسم كارگري مي شدند. و بر اين مبنا اين حزب در خارج كشور به سرعت در حال رشد بود. تشكيلات عريض و طويل اين حزب در خارج كشور هيچ تناسبي با وضعيت آن در جنبش كارگري ايران نداشت و همين مسئله به سرعت زمينه ساز بسياري از مباحثي شد كه بعدها منصور حكمت آنها را مطرح نمود. در واقع حزبي شكل گرفته بود كه در خارج كشور تعداد زيادي كادر و عضو داشت ولي در داخل كشور فعاليت محسوسي نداشت. نوع نگاه و سازماندهي كه عمدتا خارج كشوري بود و هيچ بحث و مانعي براي آن وجود نداشت، اين حزب را بيش از پيش به حزبي خارج كشوري تبديل نمود. بسياري از فعالين سياسي كه هر كدام به نوبه و در حد خود مي توانستند در جنبش كارگري و يا در ميان مردم موثر باشند راه خارج كشور را در پيش گرفتند و در نتيجه جنبش كارگري را هر چه بيشتر از فعالين سياسي خالي نمودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 22  توسط حامد سعیدی  | 

 

واژه نامه سیاسی

 

 

امیر نیک آئین

 

 

حرف آ      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ       و الف

 

ب   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   پ

ت  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  ج
چ  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  د
 ر  ـــــــــــــــــــــــــــ-ــــــــ-ـــــ  ژ
 س  ــــــــــــــــــــــــــــ   ش
ص  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   ط
  ع   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   ف
  ک  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ    ل
  م   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   ن
 و
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

پاسداران جهل و سرمایه، این شکنجه‌گرانی که تحت نام

 "پزشک قانونی" نسخه میپیچند

رژیم جهل و سرمایه، محمود صالحی را به مدت نه ماه علیرغم وضعیت وخیم جسمانی در بدترین و غیر انسانی‌ترین شرایط در زندان نگه داشته‌ است، در طول این مدت به وی اجازه مراجعه به پزشک متخصص داده نشده است. در تاریخ 28 آذر ماه او را به "پزشک قانونی" جهت تشخیص وضعیت جسمی‌اش و تصمیم این نهاد بر ماندن یا نماندن محمود صالحی در زندان منتقل کرده که در ابتدا با این بهانه که مدارک پزشکی وی را فراموش کرده‌اند، محمود صالحی را دوباره به زندان برگرداندد. چند روز بعد این نهاد (پزشک قانونی) رای خود را بر ماندن محمود صالحی در زندان، برخلاف توصیه پزشکان بیمارستان توحید شهر سنندج و همچنین توصیه دکتر موسوی پزشک معالج محمود صالحی مبنی بر مداوای سریع و انجام عمل دیالیز و نهایتا پیوند کلیه، صادر کرده است.

"پزشک قانونی" رژیم اسلامی

ماموران اطلاعات و پاسدارانی که لباس "پزشک قانونی" بر تن دارند طبق قانونی عمل میکنند که در آن نه تنها حرمت بشر رسمیت ندارد بلکه اعدام، زندان، شکنجه و سنگسار معرف آن قانون است. قانونی که استثمار به نوعی وحشیانه همراه با رعب و وحشت و اعدامهای خیابانی مظهر وجودی آن است. زمانی که ماموران اطلاعات و شکنجه‌گران اسلامی نقش پزشک را بازی میکنند کاملا طبیعی است که بیمارستان نیز جای خود را به سیاه‌چالهای مخوف رژیم اسلامی میدهد و زندانبانان نیز پرستار چنین بیمارستانی میشوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 2  توسط حامد سعیدی  | 

مساله دولت سرمایه داری

نیکوس پولانزاس

 

از بسیار جهات کار اخیر میلی‌باند " دولت در جامعه سرمایه‌داری" از اهمیت فراوانی برخوردار است. این کتاب بسیار معتبر به آسانی قابل خلاصه در چند صفحه نیست، لکن من نمی‌توانم خواندن آن‌را موکداً توصیه کنم. در این مقاله خود را به ارائه چند نظر انتقادی محدود می‌کنم با این اعتقاد که انتقاد تنها راه باروری تئوری مارکسیستی است. زیرا ویژگی  این تئوری، در مقایسه با سایر نقطه‌نظرهای تئوریک در این مسئله نهفته است که تئوری مارکسیستی ابزارهای لازم برای نقد خود را از درون می‌پرورد. در ابتدا باید بگویم که انتقاد من "بی‌طرفانه " نخواهد بود. با توجه به این که خود من در مورد مسئله دولت در کتاب " قدرت سیاسی و طبقات اجتماعی" بحث کرده‌ام، ملاحظات من از موضع شناخت‌شناسی جاری در آن کتاب که با شناخت‌شناسی میلی‌باند متفاوت است نشات خواهد گرفت.

در آغاز گفتاری چند در مزایای بنیادی کار میلی‌باند: تئوری دولت و قدرت سیاسی به جز استثنائات محدودی هم‌چون گرامشی در تفکر مارکسیستی به غفلت برگزار شده است. این غفلت به دلائل گوناگون به دور‌ه‌های متفاوت جنبش طبقه‌ی کارگر ارتباط دارد. ظاهراً در مورد خود مارکس این مسامحه بیش از هر چیز مربوط به این واقعیت است که او به تشريح مضمون اصلی تئوریک وجه تولید سرمایه‌داری پرداخته است که در آن اقتصاد نه تنها در تحلیل نهائی نقش تعیین‌کننده بلکه نقش مسلط را نیز به خود اختصاص می‌دهد. در حالی‌که برای مثال در وجه تولید فئودالی به همان گونه که مارکس اشاره می‌کند اگر چه اقتصاد در تحلیل نهائی نقش تعیین‌کننده دارد، اما این ایدئولوژی در شکل مذهب است که نقش مسلط را ایفا می‌کند. بدین‌گونه مارکس تلاش خود را صرف شناخت سطح اقتصادی وجه تولید سرمایه‌داری می‌کند و اختصاصاً به سطوحی  نظیر دولت نمی‌پردازد. او به این سطوح تنها از طریق تاثیرات آنان بر اقتصاد توجه دارد (برای مثال در قسمت‌های مربوط به قانون‌گذاری در کارخانه در کتاب سرمایه). در مورد لنین دلایل دیگری برای توجیه این مسامحه وجود دارد. او مستقیماً درگیر عمل سیاسی بود به مسئله دولت در شکل مجادله‌ای پرداخته است مثل کتاب "دولت و انقلاب" که از اعتبار تئوریک آثاری نظیر "توسعه سرمایه‌داری و روسیه" برخوردار نیست.

از طرف دیگر چگونه می‌توان كوتاهي انترناسیونال دوم و سوم (بعد از لنین) را در مورد مطالعه‌ی تئوریک مسئله دولت تبیين نمود؟ در این‌جا با قید احتیاط‌های لازمه من فرض زیر را مطرح می‌کنم. فقدان مطالعه در باب دولت ناشی از این حقیقت است که بینش مسلط به این دو انترناسیونال بینش انحرافی اکونومیسم بوده است که عموماً با فقدان استراتژی و اهداف انقلابی توام است؛ حتی هنگامی‌که شکل راديكال يا لوکزامبورگی به خود می‌گیرد. در عمل اکونومیسم سایر سطوح واقعیت‌های اجتماعی از جمله دولت را عناصر (روبنائی) قابل تقلیل "به زیر بنای" اقتصادی می‌داند. بدین جهت مطالعه‌ی اختصاصی دولت برای اکونومیست‌ها به صورت امری زائد در می‌آید. به موازات این تلقی، اکونومیست‌ها گمان می‌برند که هر دگرگونی در نظام اجتماعی قبل از هر چیز در اقتصاد رخ می‌نماید و عمل سیاسی می‌بایست اقتصاد را به عنوان هدف اصلی خود در نظر بگیرد از این نقطه نظر نیز مطالعه‌ی اختصاصی دولت امری بیهوده انگاشته می‌شود. چنین است که اکونومیسم سر از رفرمیسم – تریدیونیسم و یا اشکال مختلف «چپ‌گرائی» نظیر سندیکالیسم در می‌آورد. زیرا چنان‌که لنین نشان داده است هدف اصلی عمل انقلابی رویاروئی با قدرت دولت و شرط ضروری هر انقلاب سوسیالیستی درهم شكستن دستگاه دولت بورژوائی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 1  توسط حامد سعیدی  | 

 

بیانیه شماره دوم دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز

 

 در مورد دستگیری دانشجویان

 

نگهبانان نظم سرمایه سرکوب موقوف!

تضاد وتناقضات درونی نظام سرمایداری ناچارا جامعه را به تنش و کشمکش طبقاتی کشیده، که هر کدام برای رسیدن به منافع خود مبارزه میکنند . جامعه طبقاتی موجود که اکثریت جامعه را طبقه کارگران و اقشار پایین جامعه واقلیت ان طبقه سرمایدار تشکلیل داده اند،که مدام در حال رودروی با هم درعرصه مبارزاتی خود هستند.

نظام سرمایداری درایران که حافظان ان طبقه حاکم بر ایران هستند برای ادامه و طول عمر خود اجبارا به سرکوب طبقه کارگر و جنبشهای سوسیالیستی و رادیکال اجتماعی متو
صل میشود ، که تنها موجودیت خود را از این طریق (دستگاههای سرکوبی که برای حفظ نظم سرمایه در اختیار دارد) خفظ خواهند کرد. دستگیریهای پی در پی دانشجویان چپ و سوسیالیست و فعالین کارگری نشان از تعرض اشکارخود بر این جنبهشای رادیکال موجود در صحنه سیاسی برای ادامه حیاط خود و سودجوییهایی که از طریق سرکوب و استثمار طبقه کارگر وپایین جامعه میباشد، به پیش خواهد برد. که این خصلت واقعی نظام لجنی سرمایداری جهانی ومشخصا ایران میباشد. طبقه کارگر و دیگر جنبشهای رادیکال هم برای دفاع از خود و مبارزه علیه سرمایه به اعتراض،اعتصاب و فعالیت برای درست کردن تشکلهای مستقل خود دست زده اند که چند سال اخیر در مبارزه و تقویت جنبش سوسیالیستی رشد چشمگیری داشته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 0  توسط حامد سعیدی  | 

 

جنبش چپ دانشجویی و اراده به رهایی

 

(دو نوشته از امین قضایی )

 تریبون جوان : امین قضایی از چهره های برجسته و شناخته شده نسل جدید مارکسیستهای ایران است . وی یکی از نویسندگان ثابت نشریات دانشجویی "خاک " و پس از آن "طلوع " بوده است . مطالب او با سبک خاص و جذابی نوشته می شوند که  روان بودن ، ایجاز و قاطعیت در عین عمیق بودن محتوا از خصوصیات آن است . این نوشته ها در وبلاگ شخصی اش  " بافنده " قابل دسترسی هستند. امین قضایی چند کتاب ازجمله  "مانیفست سایبرگ " و " آشفتگی جنسیت " (نوشته جودیت باتلر)  و " اغوا " ( نوشته بودریار ) را نیز به فارسی ترجمه کرده است که از همینجا در دسترس می باشند .

 در اینجا دو نوشته از او را ملاحظه می کنید:

 درباره جنبش چپ دانشجویی

تا دیروز  ، جنبش دانشجویی وجود نداشت جز موقعی که دروغ می گفت. و ما چپ ها بودیم که جنبش را دوباره تعریف کردیم :  جنبش دانشجویی وجود ندارد جز موقعی که فریاد بزند.

قدرت تئوری و اندیشه  ما هزاران برابر نسل پیشین چپ است . ما دیالکتیسین ها به قول سقراط از اهالی تراکی نیستیم که هر کجا  مدعی یافتیم او را دعوت به کشتی گرفتن نماییم . ما وقت خود را برای کشتی گرفتن با اصلاح طلبان ، لیبرال ها و هر کج و کوله ای تلف نمی کنیم  . به همین خاطر همیشه در برابر حرف دروغ نباید راست گفت . گاهی باید فریاد زد تا دروغ در بزدلی درونی خودش خفه شود. و 15 آذر خیلی ها خفه شدند . سرود ای ایران خفه شد. بیانیه ابراهیم یزدی خفه شد. شعار رفراندوم خفه شد. اگر براستی  جدا از کلیشه های ذهنی تان خواهان حرف  ما و قدرت نظری ما هستید به زمین نوشتار بیایید تا برای بار دوم و این بار برای همیشه خفه شوید.