تبليغاتX

بسوی سوســـــیالیسم

بسوی سوســـــیالیسم

نظری کوتاه بر دیدگاه سنتی چپ از حزب کمونیست ایران

در جواب به نشریه " میلیتانت" شماره 8

سمکو نوری 

صفحه 31 نشریه میلیتانت به تاریخ 16 آبان 1386 سوالاتی را با امضای " اراده خردمند" در خود دارد که در خطاب به رفیقی به نام " حامد" نوشته شده است که گویا این رفیق " حامد"  بایستی پل ارتباطی بین رهبران حزب کمونیست ایران برای طرح این سوال باشد . غافل از اینکه در این جهان کامپیوتریزه و شبکه های اینترنتی بهم پیوسته میتوان این سوال را مستقیما طرح کرد. و نه این سوال که برخواسته از دیدگاه سنتی از حزب است که هر سوالی سوای دیدگاه ان میتواند جواب بگیرد.باید جهت روشن تر شدن مسئله این را نیزبه " میلیتانتی ها"گفت که من به مثابه عضوی از حزب کمونیست ایران و کومله، این سوال را از دیدگاه خود جواب خواهم داد اگرچه نزدیک به سه دهه از این سوال گذشته باشد.

هدف از گفتن اینکه سه دهه از این سوال گذشته این است که این سوال و برخی سوالهای دیگر که برای چپ سنتی و ناسیونالیسم در زمان نضج و شکلگیری حزب کمونیست ایران به میان میامد به دلیل درکی وارونه از حزب، به سنگ اندازی در راه شکل گیری ان میپرداختند.اما با این مقدمه کوتاه نظری بیافکنیم بر نظرات این رفیق"اراده خردمند"دراین شماره از نشریه میلیتانت. سوالات اینها هستند." اگر حزبی که نام  خود را حزب کمونیست ایران میگذارد آیا به این مفهوم نیست که آن تشکیلات به نام کمونیستهای ایران سخن میگوید و در درون جنبش کارگری ایران دارای چنان اعتباری است که قادر به سازماندهی اعتصابات و حرکتهای توده ای است؟ آیارهبران شما اطلاع ندارند که حزب بلشویک تنها موقعی خود را حزب کمونیست روسیه خطاب کرد که از اعتبار توده ای به ویژه در شوراهای کارگری برخوردار بود؟ آیا حزب شما از چنین اعتبار و نیروی سراسری کارگری برخورداراست؟اگر چنین است لطفا نشان دهید که این نیروی اجتماعی تحت رهبری حزب شما چگونه خودش را از بدو پیدایش حزب نشان داده است؟شما به چه حقی از طرف همه کمونیستها و کارگران ایران حزب اعلام کرده اید؟اگر این نام به اشتباه توسط یک ماجراجوی سیاسی به نام منصور حکمت بر شما تحمیل شده است چرا این نام را تغییر نمیدهید و خود را حزب کومله خطاب نمیکنید؟"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آبان1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

جنبش دانشجوئی، امیدها و پیشروی های آینده!

                                                                                                                                                                                                 فرشیدشکری

 جنبش دانشجوئی ایران دهه هاست طلایه دار مبارزه برای آزادی و برابری بمعنای دقیق کلمه است. این جنبش پیشتاز اجتماعی از بدو تولدش تا به امروز، محمل و پایگاه تفکرات انسانی، انقلابی گری، و کانون جدال با ستم ورزی و تبعیض بوده است. اگرچه بالنسبه می توان اثر و ردپای اقسام گرایشات ایدئولوژیک ( لیبرالیستی، ناسیونالیستی و ملی- مذهبی ) را در آن دید، معذالک این جنبش بیش از هر گرایش دیگری، مهر منادیان اندیشه های چپ و رادیکال را برخود دارد.

سراسر تاریخ و کارنامۀ زرین آن مالا مال از جانفشانی، ایثار و از خود گذشتگی چندین نسل از مبارزین چپ و کمونیست می باشد. بیش از نیم قرن رو در روئی خستگی ناپذیر با دیکتاتورها و مستبدین، رزم بی امان با شب پرستان و مرتجعین، ایستادگی در برابر زورمداران، پیکار برای برسمیت شناخته شدن آزادی های سیاسی و حقوق دموکراتیک در ایران، حکایت از حضور مستمر و بلاانقطاع قشر آگاه دانشجو در گسترۀ تقابلات سیاسی کشور دارد.

همآهنگ ساختن و رهبری خیزش های توده ای از دهۀ سی تا انقلاب پنجاه و هفت، شراکت درتأسیس احزاب مترقی و جریانات چریکی، انتقال دانش سیاسی، بسط باورهای پیشرو (روشنگری) از بارزترین عرصه های کار و فعالیت چالشگران چپ دانشجوئی طی سالیان متمادی محسوب می گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 14  توسط حامد سعیدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 13  توسط حامد سعیدی  | 

 

خطاب به فعالان جنبش کارگری

 

مهران آذرخش

 

در دهه ی 60، جمهوری اسلامی نگران از به خطر افتادن موجودیت حکومت خودکامه ی خویش دست به سرکوب مخالفان خود زد تا پایه های قدرتش را تثبیت کند.

طرح استراتژیک رژیم برای تسخیر جنبش کارگری و عدم اوج گیری مجدد آن، کشتار  کمونیست ها و نیروهای انقلابی به خصوص در دهه ی 60 بود.

جمهوری اسلامی از آن زمان تاکنون، با چند طرح مشخص به مقابله با جنبش کارگری برخاسته و سعی کرده است با به اجرا در آوردن چنین طرح هایی تحرکات اعتراضی کارگران را مهار کند.

رئوس کلی مهم ترین طرح های استراتژیک رژیم برای کنترل و مهار جنبش کارگری و جلوگیری از رشد مجدد آن بدین صورت بوده است:

1- کنترل کارخانجات و واحدهای استراتژیک برای جنبش کارگری

جمهوری اسلامی سعی نمود در مراکز تولیدی و صنعتی استراتژیک برای جنبش کارگری، با بالا بردن کنترل پلیسی از یک سو و از سوی دیگر با اجرای برنامه هایی، از بوجود آمدن تحرکات کارگری در این مراکز جلوگیری کند. چند برنامه ی مهم رژیم عبارت بودند از:

الف- دگرگونی در نحوه ی سازماندهی کار و خط تولید، به گونه ای که تحرک مبارزاتی کارگران به حداقل برسد مانند کارخانه های خودرو سازی.

ب- رباتیزه کردن و بالا بردن درجه ی اتوماسیون در صنایع کلیدی و مادر با هدف به حداقل رساندن تعداد کارگران در این واحد ها، نمونه ی آن فولاد مبارکه ی اصفهان می باشد.

ج- بازخرید کردن نسلی از کارگران پیشرو در کارخانجات و قراردادی کردن مرحله به مرحله ی نیروی کار: در پایان دهه ی 60 و اوایل دهه ی 70 ، با به احتزار در آوردن برنامه های تعدیل نیرو و تنظیم طرح هایی خاص برای بازخرید شدن، بسیاری از کارگران پیشرو که در دهه ی 60 از دل مبارزات کارگری به مرحله ی نیروی کار قراردادی جایگزین نیروی کار رسمی شده است. مثلاً در کفش ملی، کارگران پیشرویی که اعتصابات شکوهمند سال های 66 و 67 را به راه انداخته بودند و در زامیاد، پیشروانی که در برگزاری مراسم اول مه این واحد تولیدی که در   سیاه ترین سال های دهه ی 60، به نمونه های باشکوه برگزاری روز کارگر تبدیل شده بود، شرکت داشته و نقش آفرینی کرده بودند، به مرور بازخرید شده و کارخانه را ترک کردند.

د- صنعت نفت نیز به دلیل نقش استراتژیک و حساس آن، واحد مهم دیگری بود که رژیم سعی کرد با محدود کردن تعداد پرسنل آن از یک طرف و تغییر چارت سازمانی کارکنانش از طرفی دیگر در چارچوب نفوذ کامل خویش قرار دهد و با گسترش تدابیر امنیتی، به کنترل همه     جانبه ی خود درآورد.

...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 20  توسط حامد سعیدی  | 

 

نگاهي به مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه

 

اختصاصی وبلاگ و نشریه ی کارگر

 

بهمن ماندگار

درباره ي مبارزات کارگران نيشکر هقت تپه

شرکت طرح نيشکر هفت تپه که حدود 48 سال پيش توسط شرکت هاي امريکايي ساخته شد اولين توليد کننده شکر از نيشکر، در ايران است و تاكنون ۴۵ دوره بهره برداري را پشت سر گذاشته.(1) اين کارخانه به دليل تخريب شديد در جريان بمباران هاي ارتش عراق براي مدتي تعطيل بود، اما پس از اين دوره مجددا توليد را از سر گرفت. طي نيم قرن کارگران نيشكر هفت تپه، نسل به نسل، در مقابل سرمايه داران و دولت سركوبگر حاميشان قد علم کرده اند تا عليه شرايط سخت كار، عدم پرداخت حقوق معوقه و ... اعتراض کنند.(2)

اين شرکت که زير مجموعه ي وزارت جهاد كشاورزي داراي 5 هزار نفر کارگر است،(3) از اين ميان حدود سه هزار نفر(60 درصد کارگران شرکت) از طريق قراردادهاي موقت مشغول به کار هستند. در بعضي موارد اين کارگران موقت حدود 15 سال سابقه ي کار دارند اما هنوز به استخدام رسمي شرکت در نيامده اند. کارگران اين شرکت روزانه 11 ساعت مشغول کارند حال آن که بيشتر کارهايي که توسط کارگران اين شرکت انجام مي شود جزء مشاغل سخت و زيان آور محسوب مي شود(4) و مطابق قانون ساعات کاري بايد به 6 ساعت در روز کاهش پيدا کند. کار کردن به ميزان دو برابر استانداردهاي توانايي فيزيکي انسان، در واقع سلاخي کارگران اين شرکت است. از سوي ديگر مطابق قانون کارگراني که مشغول انجام کارهاي سخت و زيان آور هستند اين شانس را دارند تا از مزاياي 20 سال به جاي 30 کار استفاده کنند که اين طرح هم علي رغم ابلاغيه ي دولت در شرکت اجرا نمي شود. گرماي شديد هوا در منطقه ي خوزستان و آلودگي صوتي بالاتر از حد استاندارد، فشار جسمي و روحي شديدي به کارگران وارد مي کند. شرکت در قبال اين فشار شديد ماهانه دو هزار تومان بابت سختي کار و 2500 تومان بابت شرايط بد آب و هوايي پرداخت مي کند! يعني فشاري که به کارگران وارد مي شود با مقداري پول که به مراتب کمتر از هزينه ي خريد يک کيلو گوشت است جبران مي شود؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

بیانیه چپ شورایی درباره وقایع اخیر دانشگاه ها

 

دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه طباطبائی


اگر چه سایه سنگین استبداد هیچ گاه از سر دانشگاه کوتاه نبوده است، اما یورش برنامه ریزی شده دستگاه سرکوب در چند ماه گذشته، فشارهای زیادی را بر فعالان دانشجویی وارد کرده است، تا شاید خیال خام فتح دوباره دانشگاه، این آخرین سنگر آزادی، به واقعیت تبدیل شود.

این سرکوب برنامه ریزی شده از فردای اتمام تعطیلات دوم خردادی، و به روی کار آمدن دولت نهم، با تغییر در مدیریت دانشگاه ها و انتصاب افرادی خارج از مجموعه دانشگاه برای اعمال فشار گسترده تر همسو با فشار به جامعه مدنی و فعالان آن از سوی دولت، آغاز شد.

نتیجه این انتصاب ها، موج گسترده ای از توقیف نشریات دانشجویی، برخورد با تشکل های محدود موجود در دانشگاه و فعالان دانشجویی بود که نمونه های بیشماری از آنها را دیده ایم، از هر دانشگاه و در هر کجای کشور که باشیم. اما سرکوب های معمول که تا آن روز در داخل مجموعه دانشگاه در جریان بود، خواست دستگاه سرکوب را برآورده نمی کرد، چرا که دانشجویان با مقاومت خود اقدامات انها را بی اثر کردند، و از آن پس جریان سرکوب دانشجویان در سطجی بالاتر دنبال شد.

اینک شاهد بدعتی خطرناک در سرکوب دانشگاه هستیم؛ اگر تا دیروز تنها در شرایط ویژه ای چون فاجعه 18 تیر 1378 یا خرداد 82 ، نیروهای شبه نظامی به میدان می آمدند امروز نیروهای نظامی و امنیتی آشکارا به میدان آمده اند و بر تن نحیف دانشگاه تازیانه می زنند.

دستگیری دانشجویان پلی تکنیک در پی سناریوی رسوا شده نشریات موهن، دستگیری دانشجویان دانشگاه مازندران، احکام سنگین و گسترده انضباطی در دانشگاه علامه که دامن گیر بیش از 30 دانشجو شده است، دستگیری دانشجویان در دانشگاه اهواز با سناریویی مشابه سناریوی امیرکبیر، و دست آخر ربودن 8 دانشجو از مقابل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه نشان از عزم راسخ حکومت برای سرکوب و در مقابل تصمیم قاطع دانشجویان به دفاع از این آخرین سنگر آزادی دارد. اگر آن روز که بیرون از دانشگاه کارگران، زنان و معلمان زیر فشار خرد کننده نهادهای امنیتی به تنهایی مقاومت می کردندو بازداشت و اخراج از کار و زندگی در شرایط دشوار را تحمل می کردند، و نهادهای جامعه مدنی یکی پس از دیگری به محاق توقیف می رفتند، دانشگاه به حمایت قاطع از آنها بر می خواست و در کنار آنها می ایستاد، امروز دانشگاه آخرین سنگر مقاومت نبود، که این درسی است آموختنی برای فردا.

ما دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه، رویکرد خصمانه دستگاه سرکوب به دانشگاه و به بند کشیدن فعالان دانشجویی را محکوم کرده و نسبت به وضعیت مازیار سمیعی، بهنام سپهرمند و آرمان صداقتی که از روز سه شنبه در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند اعلام نگرانی می کنیم و بدین وسیله ضمن اعلام حمایت خود از دانشجویان و دیگر فعالان اجتماعی دربند، خواهان همبستگی بیشتر بین نیروهای اجتماعی و دانشجویان هستیم.

باشد که این همبستگی راه را بر سرکوب بیشتر فعالان اجتماعی بسته و دانشگاه و جامعه را از زیر یوغ ستم برهاند.

دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه طباطبائی

سلام دمکرات

پ.ن: بیانیه دانشجویان چپ شورایی دانشگاه علامه طباطبائی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

 

جایگاه سفر پوتین به تهران

 

 در کشمکش های بین ایران و آمریکا

 

هلمت احمدیان

سفر بوتین به ایران، برای شرکت در اجلاس سران پنج کشور ساحل دریای حزر (روسیه، ایران، آذربایجان، قریقزستان و ترکمنستان) ظاهرا نظام حقوقی دریای خزر و روابط و سهم 5 کشور حاشیه آن را بهانه داشت، در حالیکه اهداف فراتری از این اجلاس را در خود مستتر داشت.

در این اجلاس مسئله سرنوشت دریای خزر اگر چه از سطح بیان گرایش و تمایلات هر یک از طرفین فراتر نرفت و به هیچ توافق یا تصمیم جدیدی پبرامون سهم و نحوه استفاده ار این دریا بین نمایندگان این پنج دولت نانجامید، اما مسئله سهم ایران در این رابطه به مرکز توجه و محور گرایشات مختلف ناسیونالیسم ایرانی در اپوزیسیون تبدیل شد و سر و صدای سخنگویان آنها را بلند کرد.  

اگر چه ناسیونالیسم ایرانی، همواره همه دریای خزر را همچون بخشی طبیعی از نقشه جغرافیایی ایران ترسیم کرده است، اما این ادعا چه در گذشته و چه اکنون، نه در هیچ تقسیم بندی جغرافیایی و نه از جنبه بهره برداری و استفاده از آن، تناسبی با این ژست خودبزگ بینانه نداشته است. در دوران جنگ سرد تنها ایران و اتحاد شوروی صاحب این دریا بودند. بعد از فروپاشی شوروی این دریا سه صاحب مستقل دیگر نیز پیدا کرد و پنج کشور حاشیه آن با هم مطابق «توافقاتی» صاحب این دریا شدند. هر چند این پنچ کشور گام هایی روی چند و چون و تنظیم روابط فی مابین شان برداشته اند، منتهی میزان بهره برداری از این دریا چه آنزمان که اسما تنها دو کشور ایران و روسیه صاحب آن بودند و چه اکنون که سه کشور قرقیزستان، آذربایجان و ترکمنستان هم به این جمع پیوسته اند، هیچگاه یکدست نبوده است. در عالم واقعی رژیم های ایران در گذشته و حال علیرغم فیگوری که با آن ظاهر شده اند، در عمل قدرت بهره گیری بسیاری اندکی را نسبت به همسایه های دیگر این دریا داشته اند و استفاده شان از این دریا در سطح بسیار محدود شیلات بوده است. جمهوری اسلامی ایران، خواهان 20 درصد سهم رسمی است، اما عملا توانایی استفاده ار 10 تا 13 درصد از آن را ندارد.


مرافعه و چانه زنی روی تقسیم دریا بصورت مساوی بین پنج کشور و یا بر اساس طول مرز مشترک کشورها بر روی این دریا، قبل از اینکه مبتی بر موقعیت و بهره گیری رژیم های ایران در گذشته و حال، بر این دریا تاکید داشته باشد، قبل از اینکه به تنظیم روابطی منطقی و صلح آمیز بر همه طرف های ذینفع در این دریا استوار باشد و یا قبل از اینکه به منافع مردم زحمتکش این مناطق ربط پیدا کند، دستمایه سواستفاده گرایشات ملی گرایانه  و عظمت طبانه آنها است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 23  توسط حامد سعیدی  | 

وقتی کارگران، کارخانه را کنترل می کنند


مصاحبه با چهار تن از کارگران کارخانهء سرامیک زانون در نئوکِن- آرژانتین

 

عمر وییابلانکا (کارگر کارخانهء سرامیک زانون)
کارلوس اَکونیا (کارگر کارخانهء سرامیک زانون و دبیر سندیکای کارگران سرامیک زانون)
خانم ائوخِنیا اِچه ورییا (کارگر کارخانهء سرامیک زانون)
ماریو بالکاسا (کارگر کارخانهء سرامیک زانون و دبیر علی البدل سندیکای کارگران سرامیک زانون)


یادداشت:
سرامیک سازی زانون بی شک یکی از معروف ترین نمونه های مقاومت کارگران در مقابل بی کاری و فقر در آمریکای لاتین است. به مناسبتی با تنی چند از کارگران این کارخانه در شهر بوئنوس آیرس آشنا شدیم. با آنها قرار گذاشتیم در یکی از سالن های هتل بائور ملاقات کنیم. این هتل نیز از مدت ها پیش توسط کارگران آن اشغال شده و تحت کنترل کارگری ست و به عنوان همبستگی با کارگران دیگر، در صورت لزوم اطاق و سالن برای برپایی جلسات در اختیارشان قرار می دهد. وقتی به هتل بائور وارد
می شوم، حضور تعداد زیادی خبرنگار توجهم را جلب می کند. به من می گویند کارگران مترو جلسه دارند و قرار است تصمیم بگیرند که دست به اعتصاب بزنند یا نه. کارگران مترو خواهان بیش از پنجاه درصد افزایش حقوق اند و شرکت فرانسوی مترو تا امروز حاضر شده است تنها هفت درصد حقوق ها را افزایش دهد (این اعتصاب به علت عقب نشینی کارفرما در همان شب، عملی نشد).
باری، کارخانه زانون در سال های
۱۹۸۰ توسط خانواده ای ایتالیائی به نام زانون در شهر نئوکِن تأسیس شد. این شهر در ۱۱۸۰ کیلومتری بوئنوس آیرس در شمال شرقی پتاگونیا، مرکز استانی به همین نام است و حدود ۳۶۰ هزار نفر جمعیت دارد. روز ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۱ کارفرما با ارسال تلگرام تمام کارگران را اخراج کرد و دو روز بعد یعنی اول اکتبر، کارخانه به اشغال کارگران در آمد و در ماه مارس ۲۰۰۲ اولین خط تولیدی را تحت کنترل کارگری به کار انداختند. در آرژانتین به این کارخانه به عنوان سمبل مبارزات کارگران نگاه می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 23  توسط حامد سعیدی  | 

فشرده ای از گفتگوی رادیو همبستگی با ابراهیم علیزاده

 دبير اول کومه له و عضو کميته اجرائی حزب کمونيست ایران

درباره مسائل مختلف سیاسی در ارتباط با ایران، کردستان و ...

 

رادیو همبستگی نخست از ابراهیم علیزاده در رابطه با اوضاع سیاسی ایران می پرسد: در حالی که جمهوری اسلامی سیاست های هارتری در پیش گرفته، مهم ترین وظیفه اپوزیسیون چپ و رادیکال سرنگونی طلب در این دوره کدام هاست؟

ابراهیم علیزاده در پاسخ می گوید: نارضایتی و نفرت از رژیم جمهوری اسلامی در همه جای این کشور موج می زند و رژیم حاکم هم نقطه قوت های و هم نقطه ضعف های جنبش های توده ای در ایران را به خوبی می شناسد. اگر چه این رژیم نمی تواند ایران را به شرایط دهه 60 شمسی برگرداند، ولی در عین حال هنوز از ظرفیت های بالایی برای سرکوب برخوردار است و برای مراحل مختلف و حالت های مختلفی که پیش خواهد آمد تدارک دیده است. به عنوان مثال ذخیره های پولی رژیم اگر نمی تواند  اقتصاد این کشور را توسعه بدهد که هیچ، به بلای جانش هم تبدیل شده است، ولی در عوض می تواند در دوره های بحرانی قشری از مزدوران و چماق بدستان بسیجی را با آن سیر و تجهیز کند و به جان مردم بیندازد. این ظرفیت سرکوبگری را تنها با بکار گرفتن ظرفیت های اجتماعی جنبش های توده ای می توان خنثی کرد.

رادیو همبستگی در ادامه می پرسد در چنین صورتی مهمترین وظایف اپوزیسیون چپ و رادیکال سرنگون طلب در این دوره کدام هاست؟

ابراهیم علیزاده در پاسخ می گوید: مشکل اساسی در ناهماهنگی و پراکندگی ها در درون جنبش های اجتماعی موجود است. فعالیت های جریان رادیکال و چپ هم قاعدتا بایستی بر همین نقطه متمرک  بشوند. این جویبارها بایستی به هم بپیوندند تا به رود خروشانی تبدیل گردند. یک اعتصاب تا وقتی که محلی است، تا وقتی که در ارتباط با اعتصابات و اعتراضات دیگر قرار نگرفته است، به ناچار صنفی و محدود خواهد بود، ولی همین اعتصابات پراکنده صنفی هم اگر هم زمان صورت بگیرند، عملا به اهرمهای سیاسی قدرتمندی تبدیل می شوند. واضح است که این کار با سازماندهی صورت خواهد گرفت. کارگران ایران به مراکز قدرت سراسری خودشان احتیاج دارند. از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه به تنهایی انتظار معجزه ای نمی توان داشت، ولی یک اتحادیه یا سندیکا سراسری که در دل همین مبارزات پراکنده کنونی کارگران هم می توانند شکل بگیرند، ابعاد بسیار فراتری به این اعتراضات خواهند داد. بنابراین به نظر من مهمترین وظیفه هماهنگ کردن تلاشها در این زمینه است. انعطاف نشان دادن، با سعه صدر به اختلافات درون جنبش های اجتماعی موجود برخورد کردن، اگر در خدمت فایق آمدن بر این پراکندگی باشد، جای خودش را دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 21  توسط حامد سعیدی  | 

تجارب انقلاب اکتبر 1917 روسیه را زنده نگاه داریم!

بهرام رحمانی


مقدمه

اوائل قرن بیستم در بحبوحه جنگ جهانی اول که سرمایه داران برای تقسیم جهان راه انداخته بودند و شهرها و روستاها را ویران و ساکنان آن ها را نابود می کردند، انقلاب اکتبر 1917، انقلاب امید بود. امید به رهایی از جنگ و ستم و استثمار سرمایه داری. امید به برپایی دنیایی آزاد و برابر و انسانی.

اساسا انقلاب با فرمان و قرار و قطعنامه هیچ حزبی به وقوع نمی پیوندد و یا متوقف نمی شود؛ به قول لنین: «انقلاب وقتی می تواند صورت گیرد که توده های تحت ستم مایل و طبقه حاکمه قادر به ادامه وضع موجود نباشد.» و یا «هر انقلابى به معناى يک تحول ناگهانى و شديد در زندگى توده‌ هاى عظيم مردم است. اگر موجبات چنين تحولى فراهم نشده باشد وقوع انقلاب حقيقى غيرممکن است. همان گونه که هر تحولى در زندگى يک فرد، بسى چيزها به او می آموزد و وادارش می سازد خيلى چيزها را ببيند و به چيزهايى پى ببرد، به همان گونه هم انقلاب در مدت کوتاهى پرمعناترين و گرانبهاترين درس ها را به تمام مردم می آموزد.»

لنین، تاکید دارد: «در دوران انقلاب ميليون ها و ده ها ميليون تن از مردم در هر هفته بيش از يک سال زندگى عادى و خواب‌آلود چيز می آموزند. زيرا هنگامى که تحول ناگهانى و شديد در زندگى تمامی مردم روى می دهد، با وضوح خاصى معلوم می شود که هر يک از طبقات مردم چه هدفى را تعقيب می کند، چه نيرويى دارد و با چه روش هايى عمل می کند...» (درس هاى انقلاب، لنين، ٦ سپتامبر ١٩١٧)

جنگ داخلی، قحطی و گرسنگی، دخالت های امپریالیستی از یک سو، و به حاشیه رانده شدن شوراهای کارگری و کمیته های کارخانه و مرگ لنین و تصفیه های شدید استالین در درون حزب و صنعتی کردن شتابان روسیه با فشار فزاینده به نیروی کار از سوی دیگر، به طور کلی مسیر انقلاب روسیه را تغییر داد و به لحاظ اقتصادی در مسیر سرمایه داری دولتی و به لحاظ سیاسی حاکمیت حزبی به جای حاکمیت طبقه کارگر.

در جایی که طبقه کارگر قدرت را در دست می گیرد بلافاصله این قدرت باید در خدمت سياست و منافع طبقه کارگر قرار گیرد و دست به ریشه ها و مناسبات سرمایه داری ببرد. برای پایان دادن به ریشه های ستم کشی و استثمار طرح و برنامه داشته باشد. تولید و توزیع را سازمان دهی کند. به عنوان طبقه در قدرت در جهت انترناسیونالیسم پرولتری و انقلاب جهانی به یاری طبقه کارگر کشورهای دیگر بشتابد تا حکومت خود را تثبیت کند. اما در روسیه، چنین اقداماتی صورت نگرفت، در حالی که ملزومات اقتصادی و اجتماعی از سال های 1324 به بعد با خاتمه یافتن جنگ خارجی و داخلی و قحطی و گرسنگی در جامعه روسیه موجود بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 23  توسط حامد سعیدی  | 

 

وقتی كه سرمايه، ترور می كند 

 

جمعی از فعالين كارگری  

   شنيدن خبر ترور مجيد حميدي از فعالان كارگري در شهر سنندج توسط جوخه مرگ رژيم سرمايه و جهل، خشم همه كارگران مبارز و آگاه، همه رزمندگان راه و آرمان طبقه كارگر، همه آزاديخواهان و استبداد ستيزان را برانگيخته است. اينك مجيد حميدي كه مبارزه حق طلبانه خود را از طريق كميته هماهنگي به پيش مي برد،  با مرگ دست و پنجه نرم مي كند. پرسشي كه در برابر همه ما قرار گرفته اينست كه ترور سنندج نشانه چيست؟ و پرسش مهمتر اينست كه در برابر اين جنايات چه بايد كرد؟

   بدون شك، دست زدن به چنين اقداماتي در شرايط كنوني، فقط و فقط نشانه ترس و زبوني و ضعف حكومت سرمايه است. رژيم در مقابل نارضايتي عمومي و گسترش جنبشهاي اجتماعي از جنبش كارگري گرفته تا جنبشهاي زنان و دانشجويان و معلمان و... به تكاپو افتاده  است. رژيم در عكس العمل  به جنبشهاي مردمي، در درجه اول عناصر آگاه و مبارزي كه در صف اول ايستاده اند را آماج قرار مي دهد.  هدفش اينست كه با اين كار، امكان آگاه و متشكل شدن را از توده هاي معترض و به جان آمده سلب كند. و اتفاقي نيست كه اين ترور در كردستان انجام مي شود. سابقه مبارزاتي، فضاي سياسي حاكم كه حاكي از انفراد رژيم است، و گسترش شكل هاي مختلف سازمان يابي اعتراض و مقاومت مردم، كردستان را به يك نقطه ضعف مهم جمهوري اسلامي تبديل كرده است. حكومت مي داند كه اگر در آينده نزديك، جامعه در گير تلاطم هاي بزرگ سياسي شود، كردستان از نخستين مناطقي خواهد بود كه كنترل بر آن را از دست خواهد داد. حكومت با اين ترور و اقدامات مشابه ديگر، دارد خود را براي چنين احتمالي آماده مي كند. پس بهتر است مبارزان جنبشهاي اجتماعي گوناگون نيز از همين امروز خود را آماده تحولات فردا كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 19  توسط حامد سعیدی  | 

قطعنامه مصوب كنطرة نهم حزب كمونيست ايران

درمورد جنبش دانشجويي ايران

چشم انداز و وظايف

1.      بستر شکل گیری وعروج جنبش دانشجویی را بر خلاف جنبشهای اجتماعی دیگر نمی توان به مولفه مادی نیرومندی در جامعه ارجاع داد تا نفع مشترکی که بر این اساس برای " دانشجو" شکل می گیرد را بتوان مبنای ابژکتیو وحدت این جنبش محسوب داشت . بنابراین موقعیت کنونی جنبش دانشجویی در سطح دنیا در گرو فرارفتن این جنبش از مطالبات خاص یک قشر و یک صنف  و ایفای نقشی با خصلت سیاسی بر مبنای مطالبات عمومی  در ابعاد جامعه بوده است. بنا بر این ویژگی پایه ای، جهت گیری سیاسی و محتوای مطالبات جنبش دانشجویی را نمی توان با استنتاج از منافع عینی قشر دانشجو تحصیل نمود. خطوط و گرایشهای موجود در جنبش دانشجویی همواره انعکاسی از صف بندیهای سیاسی و طبقاتی موجود در سطح جامعه بوده اند. بر همین مبنا می توان به این واقعیت اشاره کرد که برخلاف جنبش زنان که زمینه شکل گیری فمینیسم شد و یا جنبش دهقانی که نارودنیسم و سوسیالیزم دهقانی را از دل خود بیرون داد، نیم قرن تاریخ جنبش دانشجویی در سطح جهان نشان می دهد که این جنبش محمل شکل گیری ایدئولوژی و مکتب سیاسی و اجتماعی خاصی نبوده است . مثلا با وجود اینکه گرایش غالب در جنبش دانشجویی در بسیاری از مناطق جهان در مقاطع مختلف چپ و مارکسیستی بوده است اما بر مبنای همان ویژگی فوق الذکر دلیلی ندارد که این قانون در تمام موارد صادق باشد و فی المثل گرایش غالب در بین دانشجویان دراروپای دهه 30 قرن بیستم فاشیزم بوده است و یا در جنبش دانشجویی کشورهای اروپای شرقی در دو دهه پایانی  قرن گذشته ، لیبرالیسم دست بالا را داشته است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 20  توسط حامد سعیدی  | 

 

بیانیه جمعی از دانشجویان و فعالین چپ: برای آزادی

 دانشجویان زندانی، متحد شویم!

 

برای آزادی دانشجویان زندانی، متحد شویم!

بیانیه دانشجویان چپ

 

طی یک سال گذشته شاهد گسترش سرکوب جنبش های اجتماعی و از آن جمله جنبش دانشجویی بوده ایم. احکام پرشمار کمیته های انضباطی، تعلیق، اخراج و ممنوع الورود کردن دانشجویان، بازداشت و ربودن فعالان دانشجویی، توقیف، سانسور و محدود کردن فضای کار نشریات دانشجویی، تعطیلی انجمن های اسلامی و فشار به شوراهای صنفی و انجمن های فرهنگی-هنری، ستاره دار کردن دانشجویان و هرچه فعال تر کردن کمیته های گزینشی، اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید، کنترل حجاب دختران دانشجو، تفکیک و تبعیض جنسیتی، نقض بدیهی ترین حقوق صنفی و افزایش هزینه های زندگی دانشجویی و کنترل سبک زندگی دانشجویی گوشه ای از پروژه حاکمیت برای سرکوب جنبش دانشجویی است. صدور احکام دو تا سه سال حبس تعزیری برای احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی و نیز ادامه بازداشت هدایت غزالی و صباح نصری و یاسر گلی و همچنین بازداشت طولانی مدت یکی از فعالان جنبش زنان دانشگاه علامه به نام محبوبه مقدم آخرین حلقه این زنجیره سرکوب است. کار به جایی رسیده است که یکی از دانشجویان علوم پزشکی همدان، پس از گذشت 48 ساعت از بازداشت، خودکشی می کند.

آزادی! این شعار مردم ایران بود در انقلابی که 29 سال پیش در این کشور اتفاق افتاد. اما خیلی زود استبداد پیشین بازتولید شد. مناسبات سرمایه سالار حکومت اسلامی، چاره ای نداشت جز سرکوب، تا بتواند خود را بر مردم و از سویی دیگر به نظم سرمایه داری جهانی تحمیل کند. زندان، شکنجه و اعدام فعالین اجتماعی، ابزاری بود در دست حاکمیت، برای تثبیت استبداد. کسانی که علیه این مناسبات و برای جامعه ای انسانی جنگیدند، از همان آغاز سرکوب شدند. سرکوب جنبش های اجتماعی ادامه یافت و در دهه 60 به اوج خود رسید. در سال 67، بیش از چهار هزار نفر از فعالین چپ، در دادگاه های تفتیش عقاید چند دقیقه ای، محاکمه و به جوخه های اعدام سپرده شدند. پروژه قتل های زنجیره ای تداوم این سرکوب بود. در این 29 سال، همواره این جو سرکوب بر زندگی مردمان، حاکم بوده و سعی بر آن داشته تا مانع از اعتلای جنبش های اجتماعی شود. پروژه ای که در بهار امسال، در دانشگاه پلی تکنیک کلید خورد، جعل و پخش نشریاتی به طور همزمان، که به وضوح با مشاهده افراد و گروه هایی که از این اتفاق، استفاده کردند و آن را بهانه توقیف تمامی نشریات دانشگاه کردند، مشخص است که از سوی چه کسانی صورت گرفته، تداوم پروژه بزرگتری بود که حاکمیت در چند سال اخیر در برخورد با جنبش های پیشرو و مترقی چون دانشجویان، کارگران، زنان، معلمان، پرستاران و ... در دستور کار خود قرار داده است. در شرایط فعلی، چانه زنی برای آستان بوسی جناح هایی از حاکمیت، برای مقابله با سرکوب یا اقدام به اعتراضات محلی و محدود، نمی تواند راهگشا باشد. باید جنبش را از حالت مقطعی و محلی در آورد، در راه ایجاد تشکل های مستقل دانشجویی کوشید و جنبش را سراسری کرد.

مسلما سکوت در مقابل رفتار وحشیانه آنان با دوستان و رفقای ما و دیگر فعالین جنبش های اجتماعی، باعث شدید تر شدن اختناق و سرکوب وحشیانه تر ما خواهد شد. مطمئنا با همبستگی با هم خواهیم توانست این اختناق را در هم شکنیم. خواهیم توانست تبعیض جنسیتی را از بین ببریم. خواهیم توانست زندانیان سیاسی را آزاد کنیم. خواهیم توانست مناسبات غیر انسانی را، اعدام را، سنگسار را، کار کودکان را، فقر را و استثمار را نابود کنیم و با نیروی متحدانه خود خواهیم توانست "یاران دبستانی" خود را آزاد کنیم.

ما ضمن محکومیت کلیه احکام صادره و ادامه بازداشت غیر قانونی فعالان دانشجویی، خواستار آنیم که:

1- احکام صادره علیه سه دانشجوی پلی تکنیکی لغو شود و به بازداشت خودسرانه دیگر دانشجویان زندانی سریعا پایان داده شود.

2- کلیه احکام تعلیق و ممنوع الورود و ... صادره از طرف کمیته های انضباتی بدون قید و شرط لغو گردد.

3- خواهان ایجاد فضای آزاد فارغ از هر گونه تبعیض به بهانه های سیاسی، جنسی، قومی و ... برای فعالیت های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و صنفی در چارچوب تشکلات و نشریات مستقل دانشجویی در دانشگاه ها هستیم.

در پایان ضمن اعلام حمایت همه جانبه از خواست های رفقای " دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک"؛ در صورت عدم تحقق هر یک از خواسته های فوق الذکر، حق هر گونه اعتراض را برای خود محفوظ می داریم.

جمعی از دانشجویان و فعالین چپ :

چپ کارگری دانشگاه های تهران

هیئت تحریریه ی سلام دموکرات

نشریه میلیتانت

جمعی از دانشجویان کرد دانشگاه های تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 2  توسط حامد سعیدی  |